تحليلي ،سياسي و فرهنگي

 

 

مقایسه عمل کرد دولتهای بعد از انقلاب

 
 
نگاهي به پرونده عملكرد دولت‌هاي پس از انقلاب

خبرگزاري فارس:بررسي تحليلي مديريت تحولات كشور در دوران فعاليت هاي دولت‌هاي پس از انقلاب كاري دشوار به شمار مي‌آيد. مي‌توان گفت حركت و سير تحولات و پيشرفت‌هاي كشور در طي 27، 28 سال گذشته گاه به صورت معكوس بوده، زماني روند لاك پشتي به خود گرفته و گاه شتابان و خيره كننده بوده و البته گاهي راكد مانده است.


 

اشاره

بررسي تحليلي مديريت تحولات كشور در دوران فعاليت هاي دولت‌هاي پس از انقلاب كاري دشوار به شمار مي‌آيد. اين دشواري نه از اين رو است كه منابع مطالعاتي ناچيزي در اين باره وجود دارد بلكه از اين حيث است كه چگونه مي‌توان نوشتاري ارايه كرد كه به طرفداري از يك طيف و همان بحث حب و بغض‌ها متهم نشود و نويسنده آن نيز البته!
حقيقت آن است كه تحولات پس از پيروزي انقلاب به قدري چشم گير بوده كه نمي‌توان به همه آن‌ها به صورت مبسوط پرداخت و در اين ميان بررسي تطبيقي و دقيق عملكرد دولت‌ها از بني صدر تا احمدي نژاد امر مشكل‌تري است.
اما به طور خلاصه مي‌توان گفت حركت و سير تحولات و پيشرفت‌هاي كشور در طي 27، 28 سال گذشته گاه به صورت معكوس بوده، زماني روند لاك پشتي به خود گرفته و گاه شتابان و خيره كننده بوده و البته گاهي راكد مانده است.
در اين مقاله سعي شده تا نه به صورت كاملا مبسوط و تحليلي بلكه در حد بضاعت و البته فهم و معلومات ناچيز نگارنده، به گوشه‌هاي مهمي از تحولات مديريتي اين دولت‌ها پرداخته شود. در اين ميان توجه به دو نكته ضرورت دارد: نخست آن كه شايد در بسياري از موارد در اين نوشتار، تحولات مديريتي با تحولات سياسي در آميخته شده باشد كه به دليل مقتضيات مديريت‌ها تا حدودي امري طبيعي به شمار مي‌آيد. حتي شايد بتوان آن را نوعي تاريخ نگاري دانست كه اين هم تا حدي درست است. در كل در اين نوشتار هيچ ادعايي از سوي نويسنده وجود ندارد كه كاملا تحليلي و با دقت مي‌باشد اما مي‌تواند مطمح نظر باشد. دوم آن كه به اين دليل كه متاسفانه هر دولتي در طول انقلاب بر اساس مصلحت سنجي‌هاي خويش آمار علمكرد خود را از طريق رسانه‌هاي رسمي اعلام داشته است بي درنگ نمي‌توان چندان به اين آمار استناد كرد اما در هر حال در پاره‌اي از موارد آمارهاي مستندي ارايه شده كه مطالعه آن‌ها خالي از لطف نيست.
خيانت به مردم و به نام مردم
سيد ابوالحسن بني صدر، با شعار "وحدت ملي، بازسازي اقتصادي، امنيت و معنويت " (1) وارد ميدان اولين دوره انتخابات رياست جمهوري ايران شد. او كه ورودش به ايران به همراه امام عظيم الشان در بهمن 57 بهترين سوژه تبليغاتي براي كانديداتوري خويش قرار داده بود، از سوي روشنفكران ليبرال حمايت مي‌شد و در شرايط آن زمان راي غالب مردم را به خود اختصاص داد.
پس از روي كار آمدن بني صدر، چالش او با ياران حضرت امام (ره) هر روز شكل حادترين به خود مي‌گرفت. ميتينگ‌ها، نطق‌هاي آتشين و فرافكني‌هاي او كه اوج آن حادثه 14 اسفند 58 در ميدان آزادي بود، فضاي كشور را به شدت متشنج كرده بود.
شهوت قدرت چنان در بني صدر ريشه دوانيده بود كه حتي مي‌خواست از طريق دفتر همكاري‌هاي مردم با رئيس جمهور، قوه مقننه را زير نفوذ خود داشته باشد كه البته به دليل قطع حمايت جامعه روحانيت مبارز از فهرست او با نام "ائتلاف بزرگ " عملا ناكام ماند. (2) وي حتي معتقد بود كه روحانيت بايد به درس و بحث بپردازند و مديريت كلان كشور را به دست او بسپارند.
* منيت‌ها كار دستش داد!
بني صدر چنان دچار خود بزرگ بيني شده بود كه امام امت (ره) در يكي از سخنراني‌هايشان خطاب به وي فرمودند: هي نگوييد من! بگوييد مكتب من.
بني صدر حتي در واكنش به كساني كه او را مخالف امام مي‌دانستند، با غرور تمام مي‌گفت: حالا تبليغ مي‌كنند كه نخستين رئيس جمهوري جمهوري اسلامي ايران با بنيان گذار اين جمهوري مخالف است. چه جاي تعجب! آن‌ها كه اين تبليغات را مي‌كنند،‌ راه معاويه را مي‌روند و من به آن‌ها مي‌‌گويم خيلي كوشيديد و خيلي زحمت كشيديد ولي به خواست خدا كه توكل ما به اوست، شكست كامل خورديد. در دل من كه خود را فرزند امام مي‌دانم، جز عشق و صميميت به امام نيست و در فكر من هيچ نمي‌گذرد جز اين كه خواست او به جرا در آيد!
و بالاخره اول تير ماه سال 60 پايان فردي بود كه غرور و توهم برخورداري از پايگاه مردمي، او را بر آن داشته بود تا با حركت‌هاي عوام فريبانه و جدا نمودن امت از امام نبض حركت انقلاب را به دست گيرد كه البته سر انجام با لباس زنانه راه فرار را در پيش گرفت و به همراه مسعود رجوي سر از پاريس در آورد.
* كارنامه غير قابل دفاع
دوران رياست جمهوري ابوالحسن بني صدر اگر چه چندان به طول نينجاميد، اما بستر تحولات نامطلوبي از ناحيه وي و همفكرانش بود كه خوشبختانه با درايت امام و ياران انقلاب اثرات آن در نهايت خنثي شد. درباره اولين رييس جمهور ايران كه بر اساس اسناد به دست آمده از سفارت امريكا از قبل با سازمان سيا روابط گسترده‌اي داشته است بايد گفت: دوران رياست وي بر اجرائيات كشور نه تنها داراي تحولات مثبت و رو به جلويي نبوده، بلكه همان طور كه گفته شد، به دليل نقش آفريني بني صدر در متشنج كردن اوضاع كشور، مضرات حضور او و تفكر وي و جريان منافقان روشنفكر مآب بر همگان روشن بود.
مخالفت‌هاي او با مواضع امام حتي از مسايل داخلي فراتر مي‌رفت به گونه‌اي كه در جريان تسخير سفارت امريكا توسط دانشجويان پيرو خط امام و گروگان گيري اعضاي سفارت در مصاحبه‌اي بر موضع گيري خصمانه‌اش عليه اقدام پيروان خط امام تاكيد كرد و چنين گفت: مساله گروگان گيري از ديدگاه من يك ضعف است و نه يك قوت! (3)
* مباني فكري ضد ولايي در مديريت كشور
تفاوت‌هاي 180 درجه اي تفكر بني صدر با انديشه ناب امام كه در روح قانون اساسي نيز دميده شده بود، باعث مي‌شد تا مردم نيز كه خود را تابع ولايت فقيه نه خود خواهي هاي آقاي رئيس جمهور مي‌دانستند، روز به روز از او فاصله بگيرند. مديريت بني صدر در تحولات كشور نيز برگرفته از انديشه غير ولايي و حتي ضد ولايي‌اش بود و تحصيلات در غرب و روحيه منافقانه تاثير بسياري بر اين واقعيت گذاشته بود. از اين منظر، دوره او را بايد دوره ناملايماتي توصيف كرد كه در مرتبه نخست مردم از آن لطمه ديدند.
* طعم شيرين عدالت و صداقت
پس از بركناري بني صدر از مسند رياست جمهوري ، دومين انتخابات رياست جمهوري زمينه‌اي فراهم آورد تا بيش از پيش لياقت، كارداني و تعهد دلسوزانه شهيد رجايي پس از دوران تلخ حكومت ليبراليسم بر مردم (حكومت منافقانه بني صدر) آشكار شود.
سر انجام با اصرار و تاكيد جناح‌هاي پيرو امام در انتخابات، محمد علي رجايي در انتخابات شركت كرد و با راي خيره كننده 12 ميليون و 722 هزار نفري به رياست جمهوري انتخاب شد و در 11 مرداد ماه سال 60 در برابر امام و رهبر خود كه مقلد و شاگرد كوچكش هم بود، زانو بر زمين زد تا حكم رياست جمهوري را دريافت كند.
دوران نسبتا كوتاه زمامداري شخصي كه خود را هم شان مردم و خادم آن‌ها مي‌دانست و نه رئيس آن‌ها چه در كسوت نخست وزيري و چه در مقام رئيس جمهوري با موج فعاليت‌هاي خرابكارانه گروهك‌هاي ضد انقلاب از يكسو و معاندين سياسي از سوي ديگر همراه بود. از اين منظر اين دو طيف براي مديريت انقلابي شهيد رجايي موانع متعددي ايجاد مي‌كردند؛ اما در همين دوران كوتاه، دولت مكتبي شهيد رجايي توانست چه در حوزه خدمت رساني به اقشار مستضعف شهرنشين و روستاييان محروم و چه در مديريت توانمند دوران حساس آغاز جنگ و تحريم‌هاي همه جانبه بين المللي، آن چنان فعاليت كند كه امروز هر انديشمند منصفي آن را مي‌ستايد و بر ارواح طيبه شهيدان رجايي و باهنر درود مي‌فرستد.
* رمز موفقيت مديريت رجايي؛
درباره اين كه چرا هنوز هم پس از گذشت ساليان دراز از شهادت آن مرد خدايي، مردم كشور و حتي قشر جواني كه به خوبي آن سال‌ها را درك كرده، عاشق و دلباخته مرام و سلوك شهيد رجايي هستند و او را برترين رئيس جمهور خود مي‌دانند، بايد به دو نكته مهم پيرامون آن شهيد بزرگوار اشاره كرد؛ اول آن كه او خود را ذوب در ولايت مي‌دانست و از اين رو در مقام اجرا و مديريت تحولات كشور، خويش را پاي بند مهندسي دولت اسلامي بر آمده از تفكر ولايت فقيه مي‌دانست. از اين منظر خدمت كشور براي او نه يك ژست تبليغاتي كه يك هدف مهم به شمار مي‌رفت. او در عين حال كه به پيشرفت اقتصادي شور حتي در شرايط بحراني جنگ مي‌انديشيد، يك ذره از عدالت اجتماعي و ريشه كني فقر در جامعه‌اي كه خود فقر را با تمام وجود درك كرده بود، غافل نبود.
نكته دوم اين كه هيچ گاه كار خالصانه و متعهدانه براي مردم را منتي از سوي خود بر آنان تلقي نمي‌كرد و البته از سرباز واقعي حضرت روح الله (ره) جز اين انتظاري نبود.
بنابراين در تحولات مديريتي دوران شهيد رجايي بايد به نقش دو عامل ولايت فقيه و مردم مداري در سايه كار براي خدا و رضايت او بيش از پيش توجه كرد. افسوس كه منافقان كور دل نگذاشتند جامعه ايراني بيش از چند ماه از بركات وجود چنين مدير مدبر و مخلصي بهره ببرد. اما با وجود اين بايد گفت راه و تفكر رجايي و به ويژه رجايي زيستن، هيچ گاه از ذهن و جغرافياي فكري و باور مردم ايران پاك نمي‌شود، كما اين كه امروز همان تفكر در بدنه مديريتي كشور ريشه دوانيده است و مي‌رود تا ان شاء الله اين بركات روز به روز اثرات خود را بيش‌تر بر جاي بگذارد. رجايي از آن‌جا كه خود شديدا به مباني نظام اعتقاد داشت، تحولاتي سياسي، اقتصادي و فرهنگي را در چارچوب مهندسي نظام جمهوري اسلامي مديريت مي‌كرد.
* شكل گيري مديريت انقلابي
يكي از نقاط قوت مديريت انقلابي شهيد رجايي، توجه به مساله صرفه جويي و جلوگيري از اسراف و ريخت و پاش‌هاي بيهوده از بيت المال بود. خود او در ايام رياست جمهوري طي بازديدي كه از خبرگزاري جمهوري اسلامي (ايرنا) داشت، گفت: بر اساس سياست غلط رژيم گذشته تا كنون اكثر نيازهاي ما از ساير كشورها وارد مي‌شود. جنگ هم متاسفانه بر مشكلات ما افزوده است. اگر ما وظيفه داريم در كليه امور صرفه جويي كنيم اين يك شعار نيست ... اگر ما به مردم مي‌گوييم كه در زندگي شخصي خود به صرفه جويي اهميت بدهند و خانواده‌ها به آن عادت كنند، خود ما در وهله اول در اين خصوص مسووليت داريم. (4) خودش هم مي‌گفت نبايد رجايي دست فروش و رجايي معلم با رجايي رييس جمهور فرق داشته باشد.
از ديگر نكات كارنامه درخشان مديريت ايشان بايد به مواردي چون مبارزه با شيوه مديريت طاغوتي در كشور (5) و تصفيه افراد ناسالم در بدنه مديريتي، توجه به امور معنوي در ادارات به ويژه بخشنامه مربوط به نماز در ادارات دولتي و توجه فراوان به مشكل اقشار ضعيف جامعه اشاره كرد كه در تاريخ انقلاب و نظام به يادگار ماند.
* دوران تثبيت و دغدغه جنگ
سال‌هاي 61 تا 68 را دوره تثبيت نظام جمهوري اسلامي نام نهاده‌اند از اين حيث كه بيش‌ترين دغدغه مسوولان كشور متوجه اين امر بود كه بحث جنگ به خوبي مديريت شود و در مرحله بعد اوضاع داخلي كشور هم به سمت آرامش نسبي سوق پيدا كند.
اين دوران كه با رياست جمهوري آيت الله خامنه‌اي و نخست وزيري مهندس مير حسين موسوي مقارن بود، با افول تدريجي فعاليت گروهك‌ها در داخل و نيز تغيير ورق جنگ پس از تجاوز رژيم بعث عراق به مرزهاي كشورمان همراه شد. در اين دوره، مسايل داخلي تا حدود بسيار زيادي تحت الشعاع جنگ واقع شده بود چه آن كه از يك سو اختلاف جناح‌هاي داخلي در مقابل تجاوز دشمن خارجي تا حدودي رنگ مي‌باخت و از سوي ديگر دولت و مردم با همه توان در خدمت پيشبرد جبهه‌هاي حق عليه باطل و مسايل مربوط به آن قرار داشتند. (6) با توجه به عامل جنگ در تحليل تحولات اين دوره بايد گفت: دغدغه جنگ تحميلي مانع از پيشبرد جدي و تمام و كمال اهداف اقتصادي و اجتماعي در داخل كشور مي‌شد؛ زيرا بخش عمده‌اي از بودجه عمومي كشور صرف دفاع از ميهن اسلامي مي‌شد و از اين رو طبيعي بود كه نبايد چندان انتظار عملكردهاي خوب اقتصادي در داخل را داشت. مقام معظم رهبري نيز در آخرين روز بهمن ماه سال 85 در جمع مسوولان و دست اندر كاران اجراي سياست‌هاي گلي اصل 44 قانون اساسي به اين مساله اشاره كردند. ايشان البته ضرورت‌هاي جنگ تحميلي و اوضاع خاص دهه نخست انقلاب را عامل گسترش بيش از حد مالكيت‌هاي دولتي در 10 سال اول انقلاب بر شمردند. (7)
از نكات قابل توجه در اين دوره حساس از تاريخ انقلاب، اختلاف سليقه و تفكر ميان رئيس جمهور و نخست وزير بود كه البته با رهنمودهاي حضرت امام (ره) چندان اثري در مديريت كلان كشور و به ويژه مساله جنگ نمي‌گذاشت. شرايط و مقتضيات آن دوره ايجاب مي‌كرد كه دولت، سيطره بسياري بر امور اقتصادي و اجتماعي و حتي فرهنگي كشور داشته باشد. خوشبختانه كم رنگ شدن اختلافات سياسي و پيروزي‌هاي چشم گير رزمندگان اسلام در جبهه‌ها، نوعي آرامش را در داخل ايجاد كرده بود، هر چند اين آرامش و طمانينه در حدي نبود كه بتوان با برنامه ريزي مدون به فكر سياست گذاري هاي كلان بود؛ از اين رو مديريت‌ها بيش‌تر قالب مقطعي و در حال گذار داشت تا منسجم و دايمي. با همه اين توضيحات و نيز در حال جنگ بودن كشور نمي‌شود و نبايد به طور قاطع به اظهار نظر پيرامون وضع اقتصادي، سياسي، اجتماعي جامعه پرداخت؛ اما ذكر همين مساله كافي است كه در دوران جنگ وجود روحيه خدمت رساني، پرهيز از اشرافي گري و دنيا طلبي مانع از آن مي‌شد كه زمينه بد گماني مردم به مسوولان فراهم شود كه همين مساله بسيار ارزشمند بود.
* دولت سازندگي و تغيير نگرش‌ها
ايران در سال 68، شاهد رحلت جانگداز بنيان گذار جمهوري اسلامي ايران، حضرت امام خميني (ره) ،‌انتخاب آيت الله خامنه‌اي براي تصدي مقام رهبري از جانب مجلس خبرگان و نيز رياست جمهوري حجت الاسلام و المسلمين هاشمي رفسنجاني بود.
از سويي بر اساس تجديد نظر صورت گرفته در قانون اساسي، تفكيك مرجعيت از رهبري و حذف سمت نخست وزيري هم تصويب شد.
دولت جديد با عنوان دولت سازندگي از آن جا كه مامور بازسازي پس از جنگ بود، برنامه‌هاي داخلي خود را بر پايه سياست تعديل (در برابر سياست تثبيت) ، توسعه صادرات (در مقابل جايگزيني واردات) خصوصي سازي و جذب سرمايه‌هاي خارجي بنيان نهاد (8) و سياست خارجي‌اش را توجه به اصل تنش زدايي و ملايمت با دشمنان پيشين نظام جمهوري اسلامي براي رفاه اقتصادي استوار ساخت.
* كارگزاران ليبرال منش يكه تاز مي‌شوند‍!
گروهي كه سياست‌هاي اقتصادي دولت جديد را سازماندهي و اجرايي مي‌كردند، در سال 74 و در آستانه انتخابات دوره پنجم مجلس شوراي اسلامي با عنوان "كارگزاران سازندگي ايران "‌به طور رسمي اعلام موجوديت كردند، هر چند پيشينه تشكل آنان به سال 68 و آغاز رياست جمهوري آقاي هاشمي رفسنجاني باز مي‌گشت. كارشناسان معتقدند ويژگي اصلي مواضع اقتصادي گروه كارگزاران، رشد و توسعه اقتصادي شتابان بر پايه محورهايي چون خصوصي سازي واحدهاي اقتصادي، تغيير ساختارهاي اقتصادي بر اساس اقتصاد رقابتي و استفاده از منابع خارجي و استقراض (9) بود.
سياست‌هاي توسعه‌اي حزب دولت ساخته كارگزاران كه البته يك توسعه نامتوازن و سرمايه محور را نشانه مي‌رفت، علاوه بر آن كه ساختار اقتصادي كشور را تا حد زيادي تغيير داد، متاسفانه بر حوزه‌هاي فرهنگي و اجتماعي هم اثراتي بس نامطلوب گذاشت. ترويج فرهنگ غرب ستايانه، فرهنگ مصرف گرا و تجمل پرست، عدم توجه كافي به عدالت اقتصادي و اجتماعي و حتي عدالت سياسي، فراموشي نسبي آرمان‌هاي دهه اول انقلاب در زمينه استقلال و عدالت و به ويژه مساله صدور انقلاب به جهان به بهانه سياست تنش زدايي! تنها گوشه‌اي از اين حقايق است كه در جاي خود هر كدام به بحث و بررسي عميق‌تر گذاشته شود.
در اين ميان، عدالت به نوعي قرباني توسعه اقتصادي دولت سازندگي شد. رهبر معظم انقلاب نيز در پايان دوره 8 ساله آقاي هاشمي رفسنجاني ضمن تقدير از فعاليت‌هاي مثبت اين دوره، از عدم تحقق كامل عدالت اجتماعي ابراز گلايه كردند و فرمودند: يكي از مسايلي كه در اين دوران چندان به آن نرسيديم، مساله عدالت اجتماعي و توجه به مسايل مربوط به قشرهاي گوناگون بود. (10)
* عدالت قرباني شد!
از آن‌جا كه در ساليان اخير درباره عملكرد دولت سازندگي اظهار نظرها و آمارهاي گوناگون و گاه متناقضي ارايه شده است، در اين جا ضمن خودداري از پرداختن به اين مسايل به همين نكته بسنده مي‌شود كه فاصله گرفتن دولت سازندگي از تفكرات انقلابي، عدالت محور و ولايت مدارانه باعث شد تا علاوه بر آن كه تورم در كشور در پايان اين دوره اثرات خود را بر وضع معيشتي توده مردم نمايان سازد، نوعي شكاف فرهنگي و فكري را نيز هويدا كند كه البته اثرات اين بعد آن همچنان در كشور وجود دارد.
* گوشه‌اي از واقعيت‌ها
يكي از مسايل قابل توجه در اين دوران، شكل گيري تفكر مديريت ليبرال دمكرات‌ها در عرصه اقتصاد كشور بود. ليبرال دمكرات‌ها يا مشخصا حزب كارگزاران سازندگي در پايان دولت سازندگي 7/89 درصد مديريت اقتصاد كشور را در دست داشت كه البته در دوره بعد يعني در دولت اصلاحات اين رقم با افت كمي به 2/76 درصد رسيد. (11)
تفكر ليبرالي، تنها مربوط به مديريت‌هاي اقتصادي نمي‌شد، به گونه‌اي كه بايد گفت سهم ليبرال دمكرات‌ها در مشاغل و پست‌هاي استراتژيك و حياتي مملكت از سال 68 تا 76 بر اساس آمار مستند به رقم 5/69 درصد رسيده بود كه اين رقم از سال 76 تا 80 به 3/47 و از سال 80 تا پايان دولت خاتمي به 31 درصد رسيد. (12)
به فرموده رهبر معظم انقلاب، در برهه‌اي از تاريخ انقلاب، تحولات كشور به سمت پسرفت بود تا پيشرفت. با اين حال مي‌توان گفت از دوران سازندگي تا پايان عصر اصلاحات پسرفت حاصل شد.
* جاه طلبي و تجمل پرستي به جاي خدمت رساني شبانه روزي
با وجود آن كه يكي از شعارهاي كليدي دولت سازندگي و كارگزاران ليبرال منش، تلاش براي خصوصي سازي در عرصه اقتصاد بود و امروز هم ادعاي آن را دارند، سياست‌هاي اين دولت نه تنها منتج به اين مساله نشد بلكه بر عكس به حجيم‌تر شدن بدنه دولت در عرصه اقتصاد انجاميد. رهبر معظم انقلاب نيز در ديدار مسوولان و دست اندر كاران سياست‌هاي اصل 44 با ايشان به نوعي به همين موضوع اشاره كردند و فرمودند: روند گسترش بيش از حد مالكيت‌هاي دولتي در دهه‌هاي دوم و سوم نيز با افزايش فراوان شركت‌هاي دولتي و خودداري از واگذاري بنگاه‌هاي دولتي به مردم ادامه يافت و در نتيجه مالكيت‌هاي دولتي بر خلاف اصل 44 قانون اساسي، در عمل روز به روز گسترده‌تر شد و درآمدهايي كه بايد در خدمت رونق توليد و گردش صحيح ثروت در كشور قرار مي‌گرفت، صرف كارهاي اسراف آميز و بيهوده شد و اقتصاد كشور لطمه ديد. (13)
همان طور كه رهبري نيز اشاره داشتند، يكي از معضلاتي كه كشور را با مشكلات بسياري رو به رو كرد، گسترش روحيه تجمل پرستي و اسراف كاري از جيب بيت المال در اين دولت بود كه البته به بهانه رفاه و توسعه صورت مي‌گرفت و هم اكنون اثرات نامطلوب آن كاملا هويداست.
از سويي دولت سازندگي علي رغم آن كه تلاش‌هاي خوبي در زمينه توليد ثروت و گسترش رفاه در كشور داشت، اولا: ثروت براي همگان توليد نمي‌شد و به همين سبب مردم عادي و غير آقازادگان از اين سفره بهره چنداني نداشتند. ثانيا: در بحث توليد ثروت جداي از عدم توجه به عدالت اجتماعي، مساله مهم مبارزه جدي با مفاسد اقتصادي در كشور تا حدود زيادي به فراموشي سپرده شده بود. گو اين كه مي‌بايست براي سازندگي چشم بر روي فساد اقتصادي بست و دم نياورد!
در نهايت بايد گفت: دولت سازندگي اگر چه به فرموده رهبر معظم انقلاب توانست در عرصه بازسازي خرابي‌هاي جنگ و فراهم كردن زير ساخت‌هاي اقتصادي كارنامه قابل قبولي از خود بر جاي گذارد، اما در عرصه مهندسي نرم افزارانه جامعه‌اي كه عليه تمامي نابرابري‌هاي جهان استكبار و استبداد داخلي قد علم كرده بود، موفق نشد كه اين عدم توفيق هم از تفاوت تفكر مديران مياني و رده بالاي اين دولت با تفكر برخاسته از انديشه امام و روح قانون اساسي سرچشمه مي‌گرفت.
دولت اصلاحات؛ پسرفت به جاي پيشرفت
در انتخابات سال 76 بر خلاف انتظار همگان، سيد محمد خاتمي توانست در رقابت با ناطق نوري در يك انتخابات پر شور با 20 ميليون راي به عنوان پنجمين رئيس جمهور ايران برگزيده شود. اين راي بالا هر چند مي‌توانست يك فرصت ايده‌آل براي وي و گروه به اصطلاح اصلاح طلب حامي‌اش تبديل شود اما غرور و كيش شخصيتي در ميان جناح وي به گونه‌اي كه در پايان حتي به ضرر شخص خاتمي تمام شد و او با ياران سابق رو به رو گشت كه بحث عبور از خاتمي را مطرح مي‌كردند و در نهايت سعيد حجاريان جمله معروف خود را بيان كرد: آخرين ميخ را شخص سيد محمد خاتمي به تابوت اصلاحات كوبيد. (14)
دوران دولت اصلاحات را بايد يكي ابز سياسي‌ترين دوره‌هاي پس از پيروزي انقلاب دانست؛ چه آن كه خود خاتمي يكي از شعارهاي اصلي‌اش را توسعه سياسي و تقويت نهادهاي مدني عنوان كرده بود. طبيعي است كه در چنين دولتي به بهانه آزادي بيان و قلم عبارات موهني چون "حتي عليه خدا هم مي‌توان تظاهرات كرد " بيان شود. در اين نوشتار قصد نداريم به حوادثي چون كوي دانشگاه، كنفرانس برلين، ترور سعيد حجاريان و ... بپردازيم بلكه هدف اصلي اين مي‌باشد كه از اين زاويه به تحليل عملكرد كلي ـ و نه جزيي ـ دولت اصلاحات بنشينيم.
دولت اصلاحات نيز به تبعيت از دولت سازندگي به دنبال ايجاد احزاب پدر خوانده با ارتزاق دولتي بود و حزب مشاركت نمونه عالي اين مساله بود؛ هر چند عده‌اي با فرافكني در همين خصوص مي‌گفتند: رئيس جمهور چون نتوانسته دولت حزبي و مطلوب خود را تشكيل دهد، لذا به شدت در تنگنا قرار داشت و نتوانست ماموريت اصلي خود را به سر انجام برساند. (15) و حتي مي‌گفتند: با شرايط و محدوديت‌هايي كه در كشور وجود دارد، هر كس ديگري هم جاي خاتمي باشد هيچ كاري نمي‌تواند بكند؛ چرا كه دست او از پشت بسته است! (16)
تمام اين فرافكني‌ها در حالي بود كه دولت اصلاحات در بعد اقتصادي بر خلاف دولت قبلي كه حركت‌هاي نصف و نيمه‌اي در مسير توسعه اقتصادي داشت با يك حالت ركود و حتي پسرفت مواجه بود و اساسا نخبگان جبهه دوم خرداد مشكل اصلي مردم را نه در مسايل اقتصادي و اجتماعي بلكه در كمبود دموكراسي و ضعف جامعه مدني مي‌دانستند؛ حال آن كه نظر سنجي‌ها و خواست عمومي مردم چيز ديگري را نشان مي‌داد.
* معنويات فراموش شد
متاسفانه در حوزه فرهنگ پسرفت به مراتب شديدتر و نگران كننده‌تر بود به طوري كه واكنش رهبر انقلاب و علما و مراجع تقليد را بارها موجب گرديد. توهي به ائمه در بيش از 400 بار در نشريات وابسته به طيف فكري اصلاح طلب، گسترش بي عفتي در جامعه به بهانه آزادي ميان دختر و پسر، اجازه فعاليت به نويسندگان طاغوتي و ضد انقلاب، فراموشي مبارزه با تهاجم فرهنگي در سايه سياست تساهل و تسامح مهاجراني‌ها و ... تنها چند مورد از صدها مورد اين چنيني است.
توجه به معنويات نيز به دليل تداوم سياست‌‌هاي ليبرالي دولت سازندگي در اين دولت تا حدود زيادي مغفول ماند به طوري كه سرمايه ايماني از سال 76 تا 80 از 77 درصد در پايان اين دولت به حدود 35 درصد رسيد، هر چند سطح رفاه و مدل زندگي متغير شده بود.
خاتمي البته در دوره دوم با پيگيري طرح‌هايي چون تصويب لوايح دوگانه اصلاح قانون انتخابات و تبيين اختيارات رياست جمهوري كه البته به دليل مغايرت با شرع و قانون اساسي از سوي شوراي نگهبان رد شد در اين تلاش بود تا بخشي از ناكامي‌هاي خود را جبران كند كه البته ناكام ماند.
* استحاله فكري و عقيدتي در مديريت اجرايي
اينك كه حدود 2 سال از پايان عمر دولت اصلاحات گذشته است شايد بهتر بتوان پيرامون عملكرد آن قضاوت كرد اما في الجمله بايد گفت دوري شديد مسوولان و مديران اين دولت از تفكر دولت اسلامي كه در نگاه امام و رهبري كاملا متبلور بود از يك سو و نفوذ افراد بيگانه با مباني انقلاب به ويژه در عرصه انديشه‌اي و تفكري در لايه‌هاي اين دولت از سوي ديگر مانع از اين شد كه دولت برآمده از احساسات ميليوني ايرانيان بتواند منشا اثر و خدمات جدي باشد.
مديران ميان و رده بالاي اين دولت اگر چه در دوره بعد از بسياري از آن‌ها استفاده شد اما به تبعيت از مديران بالاتر خويش، نگاه سياسي به فعاليت‌ها داشتند. پديده مديران اتوبوسي از همين دوره شكل گرفت كه از جمله آفات خطرناك كشور به شمار مي‌آمد.
* رايحه خوش خدمت
27 خرداد و سوم تير سال 84، اين بار مردم جهت گيري آراي خود را به سمت اصولگرايي تغيير دادند و برآيند آن در يك رقابت واقعا نفس گير و نابرابر، پيروزي شهرداري بود كه مردم به صداقت و خلوص نيت او براي خدمت اعتقاد داشتند و در حماسه سوم تير او را بر 6 رقيب قدرتمندش ترجيح دادند.
به اين دليل كه تنها حدود يك سال و نيم از عمر اين دولت مي‌گذرد قطعا نمي‌توان يك ارزيابي كامل پيرامون عملكرد و كارنامه آن داشت اما طي چند جمله تنها به برخي از مسايل مهم اشاره مي‌شود. رهبر معظم انقلاب در طول اين مدت بارها و بارها حمايت خويش را از دولت نهم اعلام داشتند از جمله در مراسم هفدهمين سالگرد ارتحال امام (ره) در مرقد بنيان گذار جمهوري اسلامي با اشاره به غلبه گفتمان اصولگرايي در اين كشور فرمودند: امروز بحمد الله دولت كار و خدمت است و كمر همت خود را براي خدمت به مردم بسته است و خوشبختانه اين دولت يكي از محبوب‌ترين دولت‌ها بعد از مشروطه تا به امروز مي‌باشد. (17)
* تفكر كابينه 70 ميليوني
شخص محمود احمدي نژاد نيز با در پيش گرفتن مديريت اسلامي و اصولگرايانه در كشور معتقد بود يك نقص اصلي كشور ناشي از عدم حاكميت نگاه انقلاب بر مديريت كشور است. او معتقد بود پيشرفت يك امر وارداتي نيست كه بتوان آن را از روي نسخه‌هاي غربي پيش برد.
از نكات درخشان عملكرد اين دولت بايد به عدالت توزيعي در همه نقاط كشور توجه كرد كما اين كه سفرهاي استاني علي رغم نقص‌هايي هم كه دارد هم از سوي رهبري و مراجع تقليد و هم از سوي آحاد مردم مورد تقدير قرار گرفته است و نشان دهنده مديريت عدالت محور اين دولت در مواجهه با تحولات روزمره كشور و نيازهاي مردم سراسر كشور است.
بر خلاف آن چه مخالفان اين دولت مي‌گويند بر اساس گزارش موسسه بين المللي بيزينس مانيتور، ريسك پذيري اقتصاد ايران در سال اول دولت احمدي نژاد كاهش يافته و هم اكنون در جايگاه پنجم خاور ميانه قرار دارد. نكته ديگر اين كه بر اساس گزارش بانك جهاني رشد اقتصادي ايران در سال ميلادي گذشته از 8/4 درصد به 9/5 درصد رسيد و حتي صادرات غير نفتي هم از 7 ميليارد دلار در پايان دولت خاتمي به 11 ميليارد دلار در پايان سال 84 رسيد كه همگي ناشي از توفيق درخشان اين دولت در عرصه اقتصاد است.
موفقيت دولت در بحث عدال اجتماعي نيز قابل دفاع بوده و به گونه‌اي كه رهبر فرزانه انقلاب با اشاره به برخي دغدغه‌هاي موجود پيرامون تامين عدالت اجتماعي فرمودند: ... البته برخي بيگانگان در تبليغات آشكار با تعاملات ديپلماتيك سعي مي‌كنند در شرايط فعلي دولت را مسوول اين وضع جلوه دهند اما اين مشكل (مشكلات اقتصادي) در طول سال‌هاي گذشته به وجود آمده زيرا خط و روش غلط بوده است ... (19)
* ايران براي همه ايرانيان
يكي از نقاط قوت دولت احمدي نژاد بها دادن به جوانان در عرصه مديريت كلان كشور و توجه به همه اقشار ملت از همه قوميت‌ها در عرصه تصميم گيري و تصميم سازي بود. امري كه امروز نتايج خود را به تدريج نشان مي‌دهد.
مختصات تفكر مديريتي اين دولت را مي‌توان به طور خلاصه اين گونه بيان كرد؛
1) شايسته سالاري در سايه عدالت محوري و مهرورزي 2) مقابل جدي با مفسدان اقتصادي در هر پست و مقامي كه باشند 3) تبعيت كامل از ولايت مطلقه فقيه و قانون مداري.
.... و اينك رايحه‌اي در كشور به مشام مي‌رسد كه در مديريت تحولات كشور با نگاه به آرمان‌هاي والاي امام عظيم الشان و شهداي گران قدر انقلاب در مسير دست يابي به ايران شايسته ايرانيان و قدرتمند در برابر استكبار جهاني تلاش و مجاهدت شبانه روزي دارد كه البته با گذشته 16 ساله تفاوت‌هاي ريشه‌اي بسياري دارد.
* پي‌نوشت‌ها:
1. قاسم روان بخش، بازخواني پرونده يك رئيس جمهور
2. نشريه بيداري اسلامي، ش 3، آذر 85، ص 15
3. همان.
4. محمد عابدي، خواندني‌ها از زندگي يك رئيس جمهور، ص 111، انتشارات نور السجاد (عليه السلام).
5. همان، ص 121
6. انقلاب اسلامي ايران، نشر معارف، ص 196
7. روزنامه قدس، مورخ 1/12/85، ص 2
8. انقلاب اسلامي و چرايي و چگونگي رخداد آن، نشر معارف، ص 189
9. حجت مرتجي، جناح‌هاي سياسي در ايران امروز، ص 195
10. نشريه 19 دي، ش 431، ص 6
11. برگرفته از سخنراني حسن عباسي در همايش "كالبد شكافي يك جسد، توسعه 16 ساله " در دانشگاه تهران به نقل از خبرگزاري فارس
12. همان
13. ماهنامه بيداري اسلامي، ش 6، اسفند 85، ص 5
14. سعيد حجاريان، عضو شوراي مركزي حزب مشاركت در تاريخ 2 آذر سال 84 اين جمله را در گفتگو با روزنامه ابرار مطرح كرد.
15. بخشي از مصاحبه اختصاصي رجبعلي مزروعي با روزنامه اعتماد در خصوص كارنامه دولت خاتمي، مورخ 5/10/83
16. همان
17. روزنام كيهان، 16/3/85، ص 3
18. بخشي از سخنراني دكتر احمدي نژاد در جمع مردم اصفهان (بهمن 83)
19. ماهنامه بيداري اسلامي، ش 6، ص 5


پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388 |
 
 

موضوعات

فرقه شناسي

جريان شناسي سیاسی واحزاب

تهديدات نرم

عمليات رواني

نگرش سياسي ولايت فقيه

واژگان سیاسی

غرب شناسی

اصلاح الگوی مصرف

فرهنگی اعتقادی

 

مطالب اخير

سیاست خارجی جمهوری اسلامی از دیدگاه امام خمینی(ره)

چگونه ماهواره عامل طلاق می شود؟

نقش رسانه های خارجی از جمله BBC در شروع جنگ تحمیلی

داعش، طرح آمریکائی اسلام علیه اسلام

کارمند سابق کنگره: آمريکا، ديو داعش را ايجاد کرده است

بیو گرافی شهر من گنجان

حزب لله اهل اطاعت و ولایت است

بررسی مقایسه‌ای رویکرد سازش با آمریکا با اندیشه امام و رهبری

چه جریان فکری به دنبال تئوریزه کردن سازش در کشور است؟

حمایت صهیونیسم از شبکه اجتماعی «وی‌چت»

 

آرشيو مطالب

تیر 1393

خرداد 1393

اردیبهشت 1393

اسفند 1392

بهمن 1392

دی 1392

اسفند 1389

آذر 1389

شهریور 1389

مرداد 1389

تیر 1389

خرداد 1389

اردیبهشت 1389

فروردین 1389

اسفند 1388

بهمن 1388

دی 1388

آذر 1388

آبان 1388

مهر 1388

شهریور 1388

مرداد 1388

تیر 1388

خرداد 1388

اردیبهشت 1388

 
 

پيوند ها

مهر نیوز

خبرگزاری ایسنا

خبرگزاری ایلنا

اوج IT

افق

راپرت

بصیرت

شبکه خبر دانشجو

پایگاه اطلاع رسانی جامع دفاع مقدس

پایگاه اطلاع رسانی حوزه علمیه

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری

خبرگزاري فارس

رجانيوز

ايمان نيوز

آموزش مقدماتي تا پيشرفته كامپيوتر

خبري تحليلي دانشجو

سایت تحلیلی الهی

 

امکانات جانبی

RSS 2.0

 

Design By Blog Skin

 

اسلایدر