مشکل امریکا با ایران

 ، ماجرای مکالمه تلفنی رئیس جمهور ایران و امریکا بهانه ای شد تا دور تازه ای از تحلیل ها و تبیین ها پیرامون روابط این دو کشور در محافل داخلی و خارجی آغاز شود.

بر همین اساس، صفحات زیادی از حجم روزنامه ها و نشریات و فضای مجازی، اختصاص به این موضوع یافته و هر یک از نویسندگان و تحلیلگران از دریچه نگاه خود به این مسأله پرداخته اند. عده ای از آن حمایت کرده اند و عده ای دیگر نیز در مخالفت با آن مطالبی را منتشر ساخته اند.

ادامه نوشته

فمنیسم، توطئه غرب علیه زنان

 

  

فمنیسم، توطئه غرب علیه زنان                                                                                                                   

از حقوق زنان

1. جنس، امری طبیعی است که در تعیین تمایز بیولوژیک و فیزیولوژیک میان زن و مرد مؤثر است و تفاوتهایی که در نقشها و ویژگیهای اجتماعی آنان وجود دارد، در نتیجه روندها و نهادهای اجتماعی به ویژه تفاوت در فرایند اجتماعی شدن و جامعه پذیری مؤثر است.

2. جنس، امری طبیعی است که تا حد زیادی در ویژگیها و نقشهای اجتماعی زن و مرد عامل تعیین کننده است و این تفاوتهای جوهری میان زنان و مردان به برتری اخلاقی و شناختی منجر می شود.

3. جنس و جنسیت(1) هر دو مبتنی بر ساخته هایی اجتماعی است و هویتهایی مانند زن و مرد به عنوان مقولاتی جوهری نفی می شود.

با توجه به این سه رهیافت، سه دیدگاه اساسی در جنبش فمنیسم وجود دارد که عبارت است از:

الف. دیدگاه تساوی گرا

طرفداران این دیدگاه، برابری طلب اند و می گویند: تفاوتهای فیزیولوژیک زن و مرد در حدی نیستند که در تعیین جنسیت نقش داشته باشند و زنانگی و مردانگی ماهیتی اجتماعی و طبیعی دارند. بنابر این نظریه، مردان و زنان با هم برابرند، نه متفاوت و نه متضاد. این گروهها برای حل مشکلات زنان بر آموزش تأکید دارند و معتقدند فرودستی زنان در جامعه نتیجه عرف، قوانین و عادات بشری است که به رغم برابری ذاتی زن و مرد، زنان را به عرصه خصوصی رانده و مانع از دست یابی به موقعیت برابر با مردان در جامعه شده است.

در این دیدگاه، اگر تفاوتی در ویژگیهای شخصیتی زنان و مردان دیده می شود، نتیجه تربیت و برخورد نابرابر با زنهاست، نه نابرابری ذاتی زنان و مردان. این گروه خواهان حق رأی سیاسی با استفاده از روشهای مسالمت آمیز و خواهان نفوذ در دولت و حکومت به منظور تحقق اهداف خود هستند.

ادامه نوشته

فمنیسم، توطئه غرب علیه زنان

 

  

فمنیسم، توطئه غرب علیه زنان                                                                                                                   

از حقوق زنان

1. جنس، امری طبیعی است که در تعیین تمایز بیولوژیک و فیزیولوژیک میان زن و مرد مؤثر است و تفاوتهایی که در نقشها و ویژگیهای اجتماعی آنان وجود دارد، در نتیجه روندها و نهادهای اجتماعی به ویژه تفاوت در فرایند اجتماعی شدن و جامعه پذیری مؤثر است.

2. جنس، امری طبیعی است که تا حد زیادی در ویژگیها و نقشهای اجتماعی زن و مرد عامل تعیین کننده است و این تفاوتهای جوهری میان زنان و مردان به برتری اخلاقی و شناختی منجر می شود.

3. جنس و جنسیت(1) هر دو مبتنی بر ساخته هایی اجتماعی است و هویتهایی مانند زن و مرد به عنوان مقولاتی جوهری نفی می شود.

با توجه به این سه رهیافت، سه دیدگاه اساسی در جنبش فمنیسم وجود دارد که عبارت است از:

الف. دیدگاه تساوی گرا

طرفداران این دیدگاه، برابری طلب اند و می گویند: تفاوتهای فیزیولوژیک زن و مرد در حدی نیستند که در تعیین جنسیت نقش داشته باشند و زنانگی و مردانگی ماهیتی اجتماعی و طبیعی دارند. بنابر این نظریه، مردان و زنان با هم برابرند، نه متفاوت و نه متضاد. این گروهها برای حل مشکلات زنان بر آموزش تأکید دارند و معتقدند فرودستی زنان در جامعه نتیجه عرف، قوانین و عادات بشری است که به رغم برابری ذاتی زن و مرد، زنان را به عرصه خصوصی رانده و مانع از دست یابی به موقعیت برابر با مردان در جامعه شده است.

در این دیدگاه، اگر تفاوتی در ویژگیهای شخصیتی زنان و مردان دیده می شود، نتیجه تربیت و برخورد نابرابر با زنهاست، نه نابرابری ذاتی زنان و مردان. این گروه خواهان حق رأی سیاسی با استفاده از روشهای مسالمت آمیز و خواهان نفوذ در دولت و حکومت به منظور تحقق اهداف خود هستند.

ادامه نوشته

چرا در این عصر بعضی ها توصیه به تکرارصلح امام حسن(ع)رادارند؟

چرا در این عصر بعضی ها توصیه به تکرارصلح امام حسن(ع)رادارند؟

حضرت امام خمینی درپیام سال۶۶خودمسئله کشتارحجاج ایرانی اکیداً توصیه می فرمایند: نباید به سمت تسلیم و سازش حرکت کرد.«اگر بندبنداستخوانهایمان راجدا سازنداگر سرمان رابالای دار برند،اگرزنده زنده در شعله های اتشمان بسوزانند،اگرزن وفرزندان و هستیمان را در جلوی دیدگانمان به اسارت و غارت برند،هرگز امان نامه ی کفر وشرک راامضاء نمی کنیم».
سخنان مقام معظم رهبری در مرقد امام (ره): رهبر معظم انقلاب در سخنان خود فرمودند که: «تحریف شخصیت‌ها برای این است که ارکان اصلی شخصیت آن انسان بزرگ یا مجهول بماند، یا غلط معنا شود یا به صورت انحرافی و سطحی معنا شود … » که من با اجازه ایشان ۲ نکته را به آن اضافه می‌کنم و آن اینکه نماد دیگری از تحریف می‌تواند عمل نکردن به رهنمودها و به اصول حضرت امام (ره) و یا در دروغ بستن به ایشان باشد و از سابق در تاریخ ما شاهد این مسئله بوده‌ایم.
: در آن زمان کفار و مشرکان برای جلوگیری از نفوذ کلام آن حضرت نسبت سحر و جادو به ایشان بستند تا مردم در گوش خود پنبه بگذارند و صدای حق شنیده نشود.

ادامه نوشته

ضرورت سواد رسانه ای

 

 ضرورت سواد رسانه ای

سواد رسانه‌ای یک نوع   درک متکی بر مهارت است که می‌توان براساس آن انواع رسانه‌ها را از یکدیگر تمیز   داد، انواع تولیدات رسانه‌ای را از یکدیگر تفکیک و شناسایی کرد.
  هدف اصلی سواد رسانه‌ای می‌تواند این باشد که بر اساس آن بتوان محصول نهایی یک   رسانه را از این جنبه شناخت که آیا بین محتوای یک رسانه به مثابه یک محصول نهایی   با عدالت اجتماعی رابطه‌ای وجود دارد یا خیر.
  سواد رسانه‌ای آمیزه‌ای از تکنیک‌های بهره‌وری مؤثر از رسانه‌ها و کسب بینش و   درک برای تشخیص رسانه‌ها از یکدیگر است. [سواد رسانه‌ای در فصلنامه رسانه]
  در واقع اگر زمانی به نقطه‌ای از تعارض با یک رسانه برسیم، سواد رسانه‌ای می‌تواند   مانع قطع ارتباط با رسانه شود و ارتباط با رسانه‌های متفاوت و تبدیل رابطه   یکسویه و انفعالی به یک رابطه فعال‌تر را توصیه کند.
  نظام رسانه‌ای دارای سلسله مراتب است و اجزای آن قابلیت تعقیب و شناسایی را   دارد، همچنین هر رسانه‌ای دارای محصول نهایی است یعنی مانند یک کارخانه تمام   اجزای آن اعم از زیرساخت‌ها، نرم افزارها، نیروی انسانی و غیره دست به دست هم می‌دهند   تا یک تولید و محصول نهایی را با اهداف از پیش تعریف شده تحویل مصرف کننده دهند.   محصول نهایی یک رسانه می‌تواند در خدمت تثبیت یک طبقه یا در خدمت قدرت حاکمه   باشد؛ طبقه و قدرتی که رهایی‌بخش و آزادی‌بخش نیست. بنابراین چنین محصول نهایی   رسانه‌ای نمی‌تواند در خدمت عدالت اجتماعی عمل کند، بلکه در خدمت نیروهایی است   که درصدد سلب عدالت اجتماعی هستند. به دیگر زبان می‌توان پرسید که آیا آگاهی و   اطلاعاتی که از رسانه‌ها به دست می‌آوریم به صلاح اجتماع هست یا خیر یا اینکه   صرفا در خدمت یک طبقه است.
  ● مهارت‌های سواد رسانه‌ای
  ابتدا دو مثال:
  ۱) مثال اول: اگر در یک   فیلم پسرکی فرضا ده ساله در حال دویدن باشد و در همان هنگام دویدن تبدیل به یک   مرد چهل ساله ‌شود، برای کسی که فیلم زیاد دیده است؛ اتفاق عجیبی نیست. او متوجه   خواهد شد که این پلان یک فلاش‌بک بوده است. اما برای کسی که اصلا فیلم ندیده   باشد ممکن است همان پلان یک فلاش‌بک ایجاد سردرگمی کند و لذا از خودش بپرسد آن   پسرک چه شد؟ و این مرد چهل ساله کیست؟
  تماشاگر حرفه‌ای سینما به تدریج به دانش و مهارت‌هایی مسلط شده که بر اثر آن   نمادهای و موتیف‌های دیداری در سینما را به خوبی می‌شناسد.
  ۲) مثال دوم: اگر   بخواهیم در کابین خلبان یک هواپیما بنشینیم و آنرا به پرواز درآوریم نیاز به   مجموعه‌ای از مهارت‌ها داریم تا بتوانیم هواپیما را به حرکت در آورده؛ به پرواز   کشانده؛ کنترل کرده و به مقصد برسیم. مگر غیر از این است؟
  سواد رسانه‌ای هم به مهارت‌های خاصی نیاز دارد. با این تفاوت که در مورد درک و   نقد سینما و هواپیما زودتر به نقش مهارت‌های خاص پی می‌بریم، فقدان مهارت به عدم   درک فیلم و به سقوط و مرگ منجر خواهد شد.
  در مورد استفاده از رسانه‌ها ممکن است بر این گمان باشیم که از مهارت کافی   برخوردار هستیم، در حالی که اینجا موضوع به مهارت‌های یک ملوان ماهر و یک ملوان   تازه‌کار شبیه است. هر چه در دریای توفانی ماهرتر و آگاه تر باشیم، می‌دانیم تا   چه عمقی باید پیش رفت و چگونه از زیر امواج عبور کرد و به ساحل رسید
  ● ضرورت و فایده سواد رسانه‌ای
  چرا به سواد رسانه‌ای نیاز داریم؟ امروز در دنیایی زندگی می‌کنیم که خواه ناخواه   در شرایط اشباع رسانه‌ای قرار دارد، فضای پیرامون ما سرشار از اطلاعات است وقتی   تلفن همراه ما به صدا درمی‌آید در اطلاعات موجود در فضا پل این ارتباط شده است،   یا زمانی که یک مودم ما را به جهان بی انتهای اینترنت می‌کشاند نشانه‌ای است بر   حاکمیت اشباع رسانه‌ای و اینکه ما نیاز داریم که در برابر چنین فضایی، یک رژیم   مصرف رسانه‌ای اتخاذ کنیم و در انتخاب‌هایمان دقت کنیم ، درست مثل غذایی که   مراقب کلسترول، ویتامین و مواد دیگر موجود در آن‌ها هستیم، در فضای رسانه‌ای هم   باید دانست چه مقدار باید در معرض رسانه‌های مختلف اعم از دیداری، شنیداری و   نوشتاری بود و چه چیزهایی از آن‌ها را برداشت.
  به عنوان مثال زمانی که در بزرگراه‌های اطلاعاتی حرکت می‌کنیم، سواد رسانه‌ای می‌تواند   به ما بگوید چه مقدار از وقتمان را در چه سایت‌هایی - اعم از شناخته شده و   ناشناخته - و چه مقدار از آنرا فرضا در چت روم‌ها بگذرانیم. بنابراین می‌توان   گفت که هدف سواد رسانه‌ای تنظیم یک رابطه منطقی و مبتنی بر هزینه - فایده است:   در برابر رسانه‌ها چه چیزهایی را از دست می‌دهیم و چه چیزهایی را به دست می‌آوریم   و به عبارت بهتر؛ در مقابل زمان و هزینه‌ای که صرف می‌کنیم چه منافعی در نهایت   به دست می‌آوریم. شاید بتوان گفت اصلی‌ترین هدف سواد رسانه‌ای این است که یک نوع   استفاده مبتنی بر آگاهی و با فایده از سپهر اطلاعاتی اطراف داشته باشیم.
  ● سطوح سواد رسانه‌ای
  سواد رسانه‌ای قدرت درک نحوه کارکرد رسانه‌ها و معنی سازی در آنها است.
  سواد رسانه‌ای را می‌توان دسترسی، تجزیه و تحلیل و تولید ارتباط در شکل‌های   گوناگون رسانه‌ای و مصرف انتقادی محتوا دانست.
  سه جنبه سواد رسانه‌ای عبارتند از:
  الف) ارتقای آگاهی نسبت به رژیم مصرف رسانه‌ای و یا به عبارت بهتر تعیین میزان و   نحوه مصرف غذای رسانه‌ای از منابع رسانه ای گوناگون
  ب) آموزش مهارت‌های مطالعه یا تماشای انتقادی
  ج) تجزیه و تحلیل اجتماعی، سیاسی و اقتصادی رسانه ها که در نگاه اول قابل مشاهده   نیست.
  در واقع سواد رسانه‌ای امروزی‌تر؛ به دنبال مقابله با کارکردهای رسانه‌های بزرگ   غالب است که هدف شان تامین هژمونی فرهنگی؛ تعمیم فلسفه سیاسی و حفظ قدرت‌هائی   است که خود این رسانه‌ها محصول آنها هستند.
  به نظر می‌رسد که سواد رسانه ای به عنوان دافعه این فضا و در ستیز با گفتمان   غالب رسانه‌های بزرگ در شرایط اشباع رسانه‌ای؛ در اینترنت نسبت به سایر رسانه‌ها   سریعتر رشد کرده و به نوعی می‌توان آنرا نوه دیجیتال نقد رسانه‌ای کلاسیک به   حساب آورد
  البته تسلط به یک زبان خارجی؛ مهارت استفاده از کامپیوتر و مهارت های استفاده از   فضای سایبرنتیک می‌توانند هم به بهره‌وری مناسب‌تر از مباحث سواد‌ رسانه‌ای در   اینترنت منجر شوند و هم به سور کلی خودشان جزو مهارت‌های سوادرسانه‌ای به شمار   می‌آیند.
  از آن‌جای بدون سواد رسانه‌ای، نمی‌توان گزینش‌های صحیح از پیام‌های رسانه‌ای   داشت؛ به گمان من نهادهای آموزشی، مدنی و انتشاراتی باید به این امر کمک کنند.   نهادهای آموزشی مثل آموزش و پرورش، دانشکده‌ها و آموزشگاه‌های مختلف می‌توانند   مفهوم سواد رسانه‌ای را در کتب درسی ارائه نمایند و نهادهای انتشاراتی هم می‌توانند   مفاهیم ساده شده‌ای از این بحث‌ها را در دستور کار خود قرار دهند؛ نهادهای مدنی   و صنفی که هر یک جمعی تخصصی را نمایندگی می‌کنند نیز می‌توانند اعضای خود را تحت   آموزش مستمر در زمینه سواد رسانه‌ای قرار دهند.
  به عنوان نمونه روزنامه‌نگاری که از راه تجربی این حرفه را آموخته با روزنامه‌نگاری   که آموزش آکادمیک را نیز به این تجربه اضافه کرده است، از جنبه سواد رسانه‌ای و   مقهور‌سازی مخاطب؛ تفاوت‌های عمده‌ای با یکدیگر دارند. پس بین فردی که مسلح به   مطالعات سواد رسانه‌ای است با فردی که بهره‌ای از سواد رسانه ای نبرده، تفاوت   بسیار زیادی وجود دارد.
  سواد رسانه‌ای همچنین کمک می‌کند تا قضاوت‌های صحیح‌تری از محیط پیرامون خود داشته   باشیم
  پارامترهایی که سوادرسانه‌ای در اختیار می‌گذارد باعث می‌شود تا درک عمیق‌تری از   آنچه می‌بیننم، می‌شنویم و می‌خوانیم داشته باشید. به طوری‌که فاقدان سواد رسانه‌ای   را می‌توان طعمه های اصلی در فضاهای رسانه‌ای به شمار آورد.
  یکی دیگر از اهداف سواد رسانه‌ای نشان دادن اضافه بار اطلاعاتی است. در شرایط   اشباع رسانه‌ای و در فضای موجود افراد در معرض حجم بالایی از اطلاعاتی هستند که   به هیچ وجه به برخی از آن‌ها نیازی به آنها ندارند. به عنوان مثال امروزه بسیاری   از نوجوانان مارک‌ها و علائم تجاری جهان را به خوبی می شناسند، اما این اطلاعات   در هیچ زمینه‌ای به کار آنها نمی آید نه قدرت خرید دارند و نه قدرت مصرف ولی چون   در معرض آگهی های پیاپی قرار دارند، در این زمینه اطلاعات دارند. پس باید از   پیام ها و اطلاعات اطرافمان براساس نیازهایمان استفاده کنیم تا دچار سردرگمی   نشویم. سوادرسانه‌ای این امکان را هم در اختیار می‌گذارد
  ● نیاز به تولید ادبیات
  باید در عرصه آموزش‌ رسانه‌ای و سواد رسانه‌ای تولید ادبیات کنیم. بر آموزش   رسانه‎ای ۱۸ اصل حاکم است .   مطالعه آرای لن‎مسترمن   می‌تواند در این زمینه مفید باشد. او که از برجسته‎ترین متفکران حوزه بین‎المللی آموزش‎های رسانه‎ای است؛ پیش از این کتابی منتشر کرده بود که   به سرعت به کتابی درسی در عرصه آموزش رسانه‎ای تبدیل شد. این کتاب که Teaching the Media نام داشت در سال ۱۹۸۵ به علاقه‎مندان مباحث مربوط به آموزش رسانه‎ای عرضه شد. حالا او   کتاب دیگری دارد که انتشارات شورای اروپا آن را منتشر کرد. نام این اثر آموزش   رسانه‎ای در اروپای دهه ۱۹۹۰ (Media Education in ۱۹۹۰&#۰۳۹;s Europe) است. نویسنده این مقاله از جمله کسانی است که   ترجیح می‎دهد از عبارت آموزش   رسانه‎ای (Media Education) به جای اصطلاح سواد رسانه‎ای (Media Literacy) استفاده کند
  تکرار می‌کنم باید در عرصه آموزش‌ رسانه‌ای و سواد رسانه‌ای تولید ادبیات کنیم   تا در گام اول مشخص شود دامنه و چارچوب سواد رسانه‌ای چیست؛ باید ترجمه کنیم تا   بتوانیم زمینه یک مطالعه تطبیقی را فراهم کنیم و به معیارهایی برای تعقیب اهداف   سواد رسانه‌ای دست پیدا کنیم. وضعیت سواد رسانه‌ای در غرب به دلیل آن که   تکنولوژی های مدرن تمرکز و غلظت بیشتری دارند، باعث شده تا تئوریسین‌ها و   مخاطبان زودتر خطر مسلح نبودن به سواد رسانه‌ای را درک کنند، بنابراین مطالعات و   تجارب بسیار خوبی هم در این زمینه دارند که می‌شود از آنها استفاده کرد. همچنین   حمایت نهادهای آکادمیک از طریق گنجاندن مفاهیم سواد رسانه‌ای در کتب درسی دانش   آموزان، و دروس دانشکده‌های ارتباطات می‌تواند مفید باشد.
  حتی خود رسانه‌ها به خصوص روزنامه‌ها نیز با توجه به جغرافیای مخاطبینشان، می‌توانند   مفاهیم مرتبط با سواد رسانه‌ای را منعکس کنند، منتقدین نیز می‌توانند به ادبیات   سواد رسانه‌ای از طریق نقد سینمایی و نقد ادبی دامن بزنند و حتی فصلنامه رسانه   نیز می‌تواند با همین گونه حرکت‌ها در این زمینه مفید واقع شود.

منصور الهی

ضرورت سواد رسانه ای

 

 ضرورت سواد رسانه ای

سواد رسانه‌ای یک نوع   درک متکی بر مهارت است که می‌توان براساس آن انواع رسانه‌ها را از یکدیگر تمیز   داد، انواع تولیدات رسانه‌ای را از یکدیگر تفکیک و شناسایی کرد.
  هدف اصلی سواد رسانه‌ای می‌تواند این باشد که بر اساس آن بتوان محصول نهایی یک   رسانه را از این جنبه شناخت که آیا بین محتوای یک رسانه به مثابه یک محصول نهایی   با عدالت اجتماعی رابطه‌ای وجود دارد یا خیر.
  سواد رسانه‌ای آمیزه‌ای از تکنیک‌های بهره‌وری مؤثر از رسانه‌ها و کسب بینش و   درک برای تشخیص رسانه‌ها از یکدیگر است. [سواد رسانه‌ای در فصلنامه رسانه]
  در واقع اگر زمانی به نقطه‌ای از تعارض با یک رسانه برسیم، سواد رسانه‌ای می‌تواند   مانع قطع ارتباط با رسانه شود و ارتباط با رسانه‌های متفاوت و تبدیل رابطه   یکسویه و انفعالی به یک رابطه فعال‌تر را توصیه کند.
  نظام رسانه‌ای دارای سلسله مراتب است و اجزای آن قابلیت تعقیب و شناسایی را   دارد، همچنین هر رسانه‌ای دارای محصول نهایی است یعنی مانند یک کارخانه تمام   اجزای آن اعم از زیرساخت‌ها، نرم افزارها، نیروی انسانی و غیره دست به دست هم می‌دهند   تا یک تولید و محصول نهایی را با اهداف از پیش تعریف شده تحویل مصرف کننده دهند.   محصول نهایی یک رسانه می‌تواند در خدمت تثبیت یک طبقه یا در خدمت قدرت حاکمه   باشد؛ طبقه و قدرتی که رهایی‌بخش و آزادی‌بخش نیست. بنابراین چنین محصول نهایی   رسانه‌ای نمی‌تواند در خدمت عدالت اجتماعی عمل کند، بلکه در خدمت نیروهایی است   که درصدد سلب عدالت اجتماعی هستند. به دیگر زبان می‌توان پرسید که آیا آگاهی و   اطلاعاتی که از رسانه‌ها به دست می‌آوریم به صلاح اجتماع هست یا خیر یا اینکه   صرفا در خدمت یک طبقه است.
  ● مهارت‌های سواد رسانه‌ای
  ابتدا دو مثال:
  ۱) مثال اول: اگر در یک   فیلم پسرکی فرضا ده ساله در حال دویدن باشد و در همان هنگام دویدن تبدیل به یک   مرد چهل ساله ‌شود، برای کسی که فیلم زیاد دیده است؛ اتفاق عجیبی نیست. او متوجه   خواهد شد که این پلان یک فلاش‌بک بوده است. اما برای کسی که اصلا فیلم ندیده   باشد ممکن است همان پلان یک فلاش‌بک ایجاد سردرگمی کند و لذا از خودش بپرسد آن   پسرک چه شد؟ و این مرد چهل ساله کیست؟
  تماشاگر حرفه‌ای سینما به تدریج به دانش و مهارت‌هایی مسلط شده که بر اثر آن   نمادهای و موتیف‌های دیداری در سینما را به خوبی می‌شناسد.
  ۲) مثال دوم: اگر   بخواهیم در کابین خلبان یک هواپیما بنشینیم و آنرا به پرواز درآوریم نیاز به   مجموعه‌ای از مهارت‌ها داریم تا بتوانیم هواپیما را به حرکت در آورده؛ به پرواز   کشانده؛ کنترل کرده و به مقصد برسیم. مگر غیر از این است؟
  سواد رسانه‌ای هم به مهارت‌های خاصی نیاز دارد. با این تفاوت که در مورد درک و   نقد سینما و هواپیما زودتر به نقش مهارت‌های خاص پی می‌بریم، فقدان مهارت به عدم   درک فیلم و به سقوط و مرگ منجر خواهد شد.
  در مورد استفاده از رسانه‌ها ممکن است بر این گمان باشیم که از مهارت کافی   برخوردار هستیم، در حالی که اینجا موضوع به مهارت‌های یک ملوان ماهر و یک ملوان   تازه‌کار شبیه است. هر چه در دریای توفانی ماهرتر و آگاه تر باشیم، می‌دانیم تا   چه عمقی باید پیش رفت و چگونه از زیر امواج عبور کرد و به ساحل رسید
  ● ضرورت و فایده سواد رسانه‌ای
  چرا به سواد رسانه‌ای نیاز داریم؟ امروز در دنیایی زندگی می‌کنیم که خواه ناخواه   در شرایط اشباع رسانه‌ای قرار دارد، فضای پیرامون ما سرشار از اطلاعات است وقتی   تلفن همراه ما به صدا درمی‌آید در اطلاعات موجود در فضا پل این ارتباط شده است،   یا زمانی که یک مودم ما را به جهان بی انتهای اینترنت می‌کشاند نشانه‌ای است بر   حاکمیت اشباع رسانه‌ای و اینکه ما نیاز داریم که در برابر چنین فضایی، یک رژیم   مصرف رسانه‌ای اتخاذ کنیم و در انتخاب‌هایمان دقت کنیم ، درست مثل غذایی که   مراقب کلسترول، ویتامین و مواد دیگر موجود در آن‌ها هستیم، در فضای رسانه‌ای هم   باید دانست چه مقدار باید در معرض رسانه‌های مختلف اعم از دیداری، شنیداری و   نوشتاری بود و چه چیزهایی از آن‌ها را برداشت.
  به عنوان مثال زمانی که در بزرگراه‌های اطلاعاتی حرکت می‌کنیم، سواد رسانه‌ای می‌تواند   به ما بگوید چه مقدار از وقتمان را در چه سایت‌هایی - اعم از شناخته شده و   ناشناخته - و چه مقدار از آنرا فرضا در چت روم‌ها بگذرانیم. بنابراین می‌توان   گفت که هدف سواد رسانه‌ای تنظیم یک رابطه منطقی و مبتنی بر هزینه - فایده است:   در برابر رسانه‌ها چه چیزهایی را از دست می‌دهیم و چه چیزهایی را به دست می‌آوریم   و به عبارت بهتر؛ در مقابل زمان و هزینه‌ای که صرف می‌کنیم چه منافعی در نهایت   به دست می‌آوریم. شاید بتوان گفت اصلی‌ترین هدف سواد رسانه‌ای این است که یک نوع   استفاده مبتنی بر آگاهی و با فایده از سپهر اطلاعاتی اطراف داشته باشیم.
  ● سطوح سواد رسانه‌ای
  سواد رسانه‌ای قدرت درک نحوه کارکرد رسانه‌ها و معنی سازی در آنها است.
  سواد رسانه‌ای را می‌توان دسترسی، تجزیه و تحلیل و تولید ارتباط در شکل‌های   گوناگون رسانه‌ای و مصرف انتقادی محتوا دانست.
  سه جنبه سواد رسانه‌ای عبارتند از:
  الف) ارتقای آگاهی نسبت به رژیم مصرف رسانه‌ای و یا به عبارت بهتر تعیین میزان و   نحوه مصرف غذای رسانه‌ای از منابع رسانه ای گوناگون
  ب) آموزش مهارت‌های مطالعه یا تماشای انتقادی
  ج) تجزیه و تحلیل اجتماعی، سیاسی و اقتصادی رسانه ها که در نگاه اول قابل مشاهده   نیست.
  در واقع سواد رسانه‌ای امروزی‌تر؛ به دنبال مقابله با کارکردهای رسانه‌های بزرگ   غالب است که هدف شان تامین هژمونی فرهنگی؛ تعمیم فلسفه سیاسی و حفظ قدرت‌هائی   است که خود این رسانه‌ها محصول آنها هستند.
  به نظر می‌رسد که سواد رسانه ای به عنوان دافعه این فضا و در ستیز با گفتمان   غالب رسانه‌های بزرگ در شرایط اشباع رسانه‌ای؛ در اینترنت نسبت به سایر رسانه‌ها   سریعتر رشد کرده و به نوعی می‌توان آنرا نوه دیجیتال نقد رسانه‌ای کلاسیک به   حساب آورد
  البته تسلط به یک زبان خارجی؛ مهارت استفاده از کامپیوتر و مهارت های استفاده از   فضای سایبرنتیک می‌توانند هم به بهره‌وری مناسب‌تر از مباحث سواد‌ رسانه‌ای در   اینترنت منجر شوند و هم به سور کلی خودشان جزو مهارت‌های سوادرسانه‌ای به شمار   می‌آیند.
  از آن‌جای بدون سواد رسانه‌ای، نمی‌توان گزینش‌های صحیح از پیام‌های رسانه‌ای   داشت؛ به گمان من نهادهای آموزشی، مدنی و انتشاراتی باید به این امر کمک کنند.   نهادهای آموزشی مثل آموزش و پرورش، دانشکده‌ها و آموزشگاه‌های مختلف می‌توانند   مفهوم سواد رسانه‌ای را در کتب درسی ارائه نمایند و نهادهای انتشاراتی هم می‌توانند   مفاهیم ساده شده‌ای از این بحث‌ها را در دستور کار خود قرار دهند؛ نهادهای مدنی   و صنفی که هر یک جمعی تخصصی را نمایندگی می‌کنند نیز می‌توانند اعضای خود را تحت   آموزش مستمر در زمینه سواد رسانه‌ای قرار دهند.
  به عنوان نمونه روزنامه‌نگاری که از راه تجربی این حرفه را آموخته با روزنامه‌نگاری   که آموزش آکادمیک را نیز به این تجربه اضافه کرده است، از جنبه سواد رسانه‌ای و   مقهور‌سازی مخاطب؛ تفاوت‌های عمده‌ای با یکدیگر دارند. پس بین فردی که مسلح به   مطالعات سواد رسانه‌ای است با فردی که بهره‌ای از سواد رسانه ای نبرده، تفاوت   بسیار زیادی وجود دارد.
  سواد رسانه‌ای همچنین کمک می‌کند تا قضاوت‌های صحیح‌تری از محیط پیرامون خود داشته   باشیم
  پارامترهایی که سوادرسانه‌ای در اختیار می‌گذارد باعث می‌شود تا درک عمیق‌تری از   آنچه می‌بیننم، می‌شنویم و می‌خوانیم داشته باشید. به طوری‌که فاقدان سواد رسانه‌ای   را می‌توان طعمه های اصلی در فضاهای رسانه‌ای به شمار آورد.
  یکی دیگر از اهداف سواد رسانه‌ای نشان دادن اضافه بار اطلاعاتی است. در شرایط   اشباع رسانه‌ای و در فضای موجود افراد در معرض حجم بالایی از اطلاعاتی هستند که   به هیچ وجه به برخی از آن‌ها نیازی به آنها ندارند. به عنوان مثال امروزه بسیاری   از نوجوانان مارک‌ها و علائم تجاری جهان را به خوبی می شناسند، اما این اطلاعات   در هیچ زمینه‌ای به کار آنها نمی آید نه قدرت خرید دارند و نه قدرت مصرف ولی چون   در معرض آگهی های پیاپی قرار دارند، در این زمینه اطلاعات دارند. پس باید از   پیام ها و اطلاعات اطرافمان براساس نیازهایمان استفاده کنیم تا دچار سردرگمی   نشویم. سوادرسانه‌ای این امکان را هم در اختیار می‌گذارد
  ● نیاز به تولید ادبیات
  باید در عرصه آموزش‌ رسانه‌ای و سواد رسانه‌ای تولید ادبیات کنیم. بر آموزش   رسانه‎ای ۱۸ اصل حاکم است .   مطالعه آرای لن‎مسترمن   می‌تواند در این زمینه مفید باشد. او که از برجسته‎ترین متفکران حوزه بین‎المللی آموزش‎های رسانه‎ای است؛ پیش از این کتابی منتشر کرده بود که   به سرعت به کتابی درسی در عرصه آموزش رسانه‎ای تبدیل شد. این کتاب که Teaching the Media نام داشت در سال ۱۹۸۵ به علاقه‎مندان مباحث مربوط به آموزش رسانه‎ای عرضه شد. حالا او   کتاب دیگری دارد که انتشارات شورای اروپا آن را منتشر کرد. نام این اثر آموزش   رسانه‎ای در اروپای دهه ۱۹۹۰ (Media Education in ۱۹۹۰&#۰۳۹;s Europe) است. نویسنده این مقاله از جمله کسانی است که   ترجیح می‎دهد از عبارت آموزش   رسانه‎ای (Media Education) به جای اصطلاح سواد رسانه‎ای (Media Literacy) استفاده کند
  تکرار می‌کنم باید در عرصه آموزش‌ رسانه‌ای و سواد رسانه‌ای تولید ادبیات کنیم   تا در گام اول مشخص شود دامنه و چارچوب سواد رسانه‌ای چیست؛ باید ترجمه کنیم تا   بتوانیم زمینه یک مطالعه تطبیقی را فراهم کنیم و به معیارهایی برای تعقیب اهداف   سواد رسانه‌ای دست پیدا کنیم. وضعیت سواد رسانه‌ای در غرب به دلیل آن که   تکنولوژی های مدرن تمرکز و غلظت بیشتری دارند، باعث شده تا تئوریسین‌ها و   مخاطبان زودتر خطر مسلح نبودن به سواد رسانه‌ای را درک کنند، بنابراین مطالعات و   تجارب بسیار خوبی هم در این زمینه دارند که می‌شود از آنها استفاده کرد. همچنین   حمایت نهادهای آکادمیک از طریق گنجاندن مفاهیم سواد رسانه‌ای در کتب درسی دانش   آموزان، و دروس دانشکده‌های ارتباطات می‌تواند مفید باشد.
  حتی خود رسانه‌ها به خصوص روزنامه‌ها نیز با توجه به جغرافیای مخاطبینشان، می‌توانند   مفاهیم مرتبط با سواد رسانه‌ای را منعکس کنند، منتقدین نیز می‌توانند به ادبیات   سواد رسانه‌ای از طریق نقد سینمایی و نقد ادبی دامن بزنند و حتی فصلنامه رسانه   نیز می‌تواند با همین گونه حرکت‌ها در این زمینه مفید واقع شود.

منصور الهی

روزنامه کیهان در ستون گفت و شنود خود آورده است:

گفت: می‌گویند آرمان‌های ما به سانتریفیوژ وصل نیست!
گفتم: یعنی اگر سانتریفیوژها را از دست بدهیم به آرمان‌های ما کمترین لطمه‌ای وارد نمی‌شود!
گفت: می‌گویند تا حالا از اقتصاد به سیاست خارجی یارانه می‌دادیم ولی حالا باید از سیاست خارجی به اقتصاد یارانه بدهیم! این دیگر یعنی چی؟!
گفتم: احتمالا یعنی اینکه اگر یکوقت دیدید که دست از مقاومت و ایستادگی در برابر زورگویی‌های آمریکا و متحدانش برداشته‌ایم، نباید ناراحت بشوید و باید بدانید که در حقیقت یارانه آنها را قطع کرده‌ایم!
گفت: ولی پیش از این گفته می‌شد که اقتصاد ما به سیاست خارجیمان گره خورده است... بالاخره ما که متوجه نشدیم منظور چیست؟!
گفتم: دانش‌آموزی به معلمش گفت؛ هرچه تلاش کردم نتوانستم، مطلبی  که دیروز، زیر ورقه دیکته‌ام نوشته‌ بودید را بخوانم. معلم گفت؛ نوشته بودم خوش‌خط بنویس!

سلمان و ابوذر فاسد نمی‌شوند؛ فکری به حال طلحه و زبیر کنید

همایش‌شان که نمایش بود، کنفرانس‌شان هم که سر از بی‌بی‌سی و فرانس ۲۴ درآورد؛ بنازم آن سردار سپاه را که از همه دنیای طلحه و زبیر، حتی یک جلیقه ضدگلوله هم نخواسته است لیکن نمی‌گذارد پای داعش به مرز وطن برسد. تن رها کن، تا نخواهی پیرهن! که می‌گوید امشب، شبی از شب‌های کربلای پنج نیست؟! تو داری در محور «سامرا – تکریت» با لعین داعشی می‌جنگی؛ اینجا در تهران، بعضی‌ها دنبال تسویه‌ حساب سیاسی با تو هستند. الله‌ اکبر از شرق ابوالخصیب که هنوز هم بر لب‌های حاج حسین خرازی گل لبخند زیباست. نوشتم حاج حسین خرازی، یادم آمد سردار شهید، آستین بی‌دستش را هم داخل جیب خودش می‌کرد! این است حکایت سلمان و ابوذر! مقداد و عمار! جان کلام بیسیم بچه‌های کربلای پنج! سلمان، سلمان، سلمان… ابوذر به گوشم! اینک به جای بعثی‌ها، بعضی‌ها می‌خواهند بچه‌ها را قیچی کنند! به گوشی برادر؟ به جای گیر دادن به طلحه و زبیر، بند کرده‌اند به سلمان و ابوذر. خود سلمان و خود ابوذر! مبارزه با فسادشان را نگاه کن! که می‌گوید امشب، شبی از شب‌های کربلای پنج نیست؟! بصره… اطراف بصره… جنگ جمل… ناکثین می‌خواهند با فساد سلمان و ابوذر مبارزه کنند! بخندید! جنگ گاوصندوق با قلک و قمقمه! نخیر حضرت مستطاب! سلمان و ابوذر با قدرت، فاسد نمی‌شوند، شما فکری به حال طلحه و زبیر کنید! دیشب آن عکس معروف کربلای پنج را دیدم، دلم گرفت! از غربت سلمان‌ها و ابوذرها دلم گرفت! بیرون مرزها داعش در فکر بریدن سر شیربچه‌های دلاور سپاه است، اینجا هم در داخل عده‌ای به خیال خود تکه‌پرانی می‌کنند. باکی نیست! سهم بچه‌های جنگ همین طعنه‌هاست. سخت‌تر از موشک میتران که نیست! شب بود اما حجم آتش، کار دوصد خورشید را می‌کرد! از سنگری، صدای زیارت عاشورا می‌آمد، از سنگری، صدای های‌های گریه. که می‌گوید امشب، شبی از شب‌های کربلای پنج نیست؟! زمستان ۶۵ حسین خرازی می‌گفت؛ «مطبوعات ما جنگ را درشت می‌نویسند، نه درست». کجایی سردار که ببینی امروز مطبوعات ما علیه بچه‌های جنگ درشتی می‌کنند؟! من البته خوشحالم زنجیره‌ای‌ها سپاه را می‌زنند! «جمل آنلاین» باید هم سلمان و ابوذر را بزند، چرا که تا خرخره سر در آخور طلحه و زبیر دارد! رسانه‌هایی که لوگوی خود را یک روز با رنگ کروات جان کری ست می‌کنند و دگر روز با

سیاست خارجی جمهوری اسلامی از دیدگاه امام خمینی(ره)

 سیاست خارجی جمهوری اسلامی از دیدگاه امام خمینی(ره)

 

 

 

واژه های کلیدی: امام خمینی(ره)، سیاست خارجی، سیاست خارجی جمهوری اسلامی، صدور انقلاب، استقلال.

خارجی جمهوری اسلامی ایران با آرمان های اسلامی و مفاهیم مکتبی آمیخته شده است، امام خمینی(ره) به منزله بنیان گذار و رهبر این حکومت، مبانی نظری و اصول خاصی را برای سیاست خارجی آن ارائه می نمایند. از آن جا که این مبانی و اصول از جایگاه خاصی برخوردارند؛ در این مقاله، سعی می شود تا به برخی از مهم ترین آموزه ها ، اصول و اهداف سیاست خارجی از دیدگاه امام خمینی(ره) با توجه به گفته ها و نوشته های ایشان اشاره گردد. هم چنین رابطة مبانی، اصول و اهداف نیز مورد بررسی قرار می گیرد.

 

چگونه ماهواره عامل طلاق می شود؟

 

چگونه ماهواره عامل طلاق می شود؟

 

در مورد آسیب ماهواره داشتم مطالعه می کردم چند نفری اینگونه نظر داده بودند:

 

"ما توی خونه ماهواره نداشتیم بچه ها هم خدا رو شكر اهل درسند و زیاد تلویزیون نگاه نمی كنند اما این مسئله که یك وقت اقوام فكر نكنند با این كلك كه ماهواره ندارم مانع امدن مهمون به خونه شدم وبه اصطلاح خسیسم مجبور شدم ماهواره بخرم كه البته بعد از اون خودم وبچه ها هم معتادش شدیم."

 

"اصلا شک نکنیم ماهواره ،آقا فقط ماهواره مقصره و هیچ دلیل دیگه‌ای هم نیست ،چندتا از آشنایان ما همین که ماهواره خریدند ۲ ماه نشد که طلاق گرفتند.اگه ماهواره نبود اینجا بهشتی بود آقا ،بهشت."
"
وجود ماهواره در منزل ما تبدیل به معضل شده است زیرا دخترم تاثیر شدیدی از آن می‌گیرد که برای من ناخوشایند است و همین مسئله موجب اختلاف من و همسرم شده و الآن دنبال طلاق هستیم."

 

به نظرمیرسد آمد علت اینکه ماهواره موجب طلاق می شود می تواند این موارد باشد:

 

1- از بین رفتن ارتباطات کلامی بین همسران و اعضاء خانواده و در نتیجه سرد و بی روح شدن کانون گرم خانواده که طلاق زیر یک سقف یا همان طلاق خاموش می باشد.

 

2- غافل شدن از فرزندان موجب اختلاف بین زوجین در تربیت فرزند می شود که میتواند عامل طلاق شود.

 

3- شکستن قبح گناه واز بین رفتن حیاء و بی عفتی. حضرت علی علیه السلام در مورد حیا فرمودند «الحیاء تمام الکرم و احسن النسیم، الحیاء یصدّ عن فعل القبیح»؛( میزان الحکمه، ج 2،ص 564) حیاء از کار زشت جلوگیرى مى ‏کند و واضح است که در نبود حیا و شکسته شدن حریم خانواده چه اتفاقات شومی رخ خواهد داد.

 

4- ترویج بی بند و باری جنسی ، خیانت ، بدحجابی و...

 

5- شکستن حریمها و کم اهمیت کردن نقش خانواده و جایگاه اصیل پدر و...

 

نقش رسانه های خارجی از جمله BBC در شروع جنگ تحمیلی  

 

نقش رسانه های خارجی از جمله BBC در شروع جنگ تحمیلی

 

 

 

جمهوري اسلامي ايران در طول يك سال و چند ماه قبل از وقوع جنگ تحميلي، با فشارهاي برون مرزي متعددي روبرو شد:
جنگ تبليغاتي، سياسي رواني؛ محاصره اقتصادي؛ بلوكه كردن دارايي‌هاي ايران؛ تهديدات نظامي (مداخله نظامي در طبس و   ...)؛ تحريف ماهيت انقلاب اسلامي در عرصه بين‌المللي؛ دامن زدن به تروريسم و ناامني داخلي و حمايت از آن.                  
هدف از اين اعمال، بدبين ساختن افكار عمومي جهان نسبت به انقلاب اسلامي، جلوگيري از شناسايي سياسي جمهوري اسلامي و فراهم ساختن زمينه هاي جنگ عليه ايران بود. هدف اين بودكه هرگونه برخورد با ايران، در عرصه بين‌المللي، اقدامي در جهت بازگرداندن ثبات و آرامش به منطقه و مطابق خواست جامعه جهاني جلوه كرده و توجيه پذير باشد. هدف اين بود كه نگذارند نهضت امام خميني (ره) به عامل تأثيرگذار در تعيين نظم استراتژيك جهان تبديل شود.

 

 

 

 

 

درگزارش خاکستری از BBC آمده است :

 

دو عامل اصلي براي شروع جنگ مي‌شمارد كه يكي از آنها مناقشات مرزي است: «يكي از اهداف عمده صدام از اين تجاوز، تصرف ساحل شرقي اروندرود و دستيابي به بخشي از خوزستان بود زيرا به اين ترتيب عراق از بزرگ‌ترين جغرافيايي‌اش يعني نداشتن سواحل عريض و بزرگ رهايي مي‌يافت» و عامل دوم كه به شدت روي آن تأكيد مي‌شود، قصد ايران براي صادر كردن انقلاب اسلامي و ترس اعراب و از جمله صدام از اين هدف ايران است. همان گونه كه در قسمت «رزمندگان جبهه‌هاي ديروز امروز چه مي‌گويند» سه نظر از پنج نظري كه از وب‌سايت عربي‌اش گرفته، بر اين قضيه تأكيد مي‌كنند. راجر‌هاردي تحليل‌گر امور خاورميانه بي‌بي‌سي در اين باره براي بي‌بي‌سي مي‌نويسد: «صدام حسين از انقلاب اسلامي كه موجب به قدرت رسيدن آيت الله خميني در سال 1979 شده بود مستقيماً احساس خطر مي‌كرد. آيت الله خميني به نوبه خود صدام حسين را يك حكمران مستبد (نسبي مذهب) ظارم مي‌ديد كه شيعيان عراقي را سركوب مي‌كند و تمايل خود به سرنگون كردن وي را مخفي نمي‌كرد. به همين دليل براي صدام حسين جنگ يك عامل بازدارنده بود: او رژيم آيت الله خميني را قبل از اينكه وي او را سرنگون كند، ساقط مي‌كرد.»

 

البته حوادث بعد نشان داد كه امريكا و يارانش در تبيين واقعيت‌ها، اشتباه كرده و دچار خوش‌بيني شده بودند كه ناشي از ماهيت رخدادهاي سياسي‌ـ اجتماعي و اطلاعات نادرست امريكا بود. امريكا به رغم نظام و سيستم اطلاعاتي‌اش، همچنين حضور طولاني مدت در جامعه ايران، فاقد اطلاعات واقعي بود و توان تبيين صحيح اين اطلاعات را نيز نداشت.
مجموعه اين مسايل، امريكا و هم پيمانانش را به چالشي با جامعه ايران كشاند كه هنوز بعد از گذشت نزديك به سه دهه به پايان نرسيده است

 

داعش، طرح آمریکائی اسلام علیه اسلام

داعش طرح امریکایی اسلام علیه اسلام

به گزارشگروه وبگردی باشگاه خبرنگارانسخنگوی گروه تروریستی "دولت اسلامی عراق و شام" که به داعش معروف است و با جنایت‌هایی که در مدت کوتاه ظهور خود مرتکب گردیده پرونده سنگینی از قساوت، خشونت، خونریزی، سر بریدن انسان‌ها، کشتار بی‌رحمانه زنان و کودکان، اعدام‌های دسته جمعی و حتی آدم خواری از خود به ثبت رسانده است، در یک ویدئوی کوتاه که بر روی اینترنت منتشر شد از تشکیل "خلافت اسلامی" و تعیین خلیفه برای مسلمانان خبر داد!

کارمند سابق کنگره: آمريکا، ديو داعش را ايجاد کرده است

کارمند سابق کنگره:
کارمند سابق کنگره آمریکا تاکید کرد آمریکا، دیو داعش را ایجاد کرده است.

به گزارش سرويس بين‌‌الملل باشگاه خبرنگاران به نقل از شبکه تلویزیونی پرس تی وی، "رادنی مارتین" در گفتگو با این شبکه درباره حمایتهای آمریکا از داعش گفت: هشدار روسیه به آمریکا در خصوص کمک به داعش نشان می‌دهد که این کشور همچنان به عنوان اهرمی در برابر امپریالیسم و ماجراجویی آمریکا عمل می‌کند. 

 
واشنگتن همیشه تلاش کرده است دولتهای خاورمیانه را بی ثبات کند. بر کسی پوشیده نیست که آمریکا تسلیحات در اختیار ستیزه جویان در سوریه قرار داد و خودش دیو داعش را ایجاد کرد و هم اکنون این گروه تروریستی سرگرم پاکسازی قومی و نسل کشی در سوریه و عراق است.

بیو گرافی شهر من گنجان

 

از شهرستان کرمان به سمت جنوب حدود ۱7۰کلیومتر  طی نمائید به  شهرستان رابر می رسید .از اینجا به بعد از هرکسی....

 

 از شهرستان کرمان به سمت جنوب حدود ۱7۰کلیومتر  طی نمائید به  شهرستان رابر می رسید .از اینجا به بعد از هرکسی سوال کنید جاده گنجان را نشانتان می دهند جادهای زیبا پوشیده از درختان گردو وطبیعت زیباکه واقعا دل را می بردبعد از گذشتن از روستاهای ننیز وسیه بنونیه و عبور از جاده ای پر پیچ خم از بین باغ ها و درختان گردو .روستای پلکانی و زیبای گنجان چهره نمایی میکند.این روستادر بین کوههای که بیشتر سال پوشیده ازبرفند حصار شده است. مردمانی خون گرمی دارد که با عشق از روستایشان میگویند.گنجان دارای اب و هوای سردو معتدل است که به خاطرهوای دلپذیرش درفصل بهار  پذیرای جمع کثیری از هم وطنانمان می باشد این روستا نماد ایثار ومقاومت  وجانبازی است و 70 شهید وبیش از 200نفر جانباز وآزاده را تقدیم پایداری ایران زمین نموده است.یادمان شهدای گنجان 

 

  

 

 تاريخ گنجان

 

برابر اظهار بزرگان محل حدودا۲۰۰سال قبل طایفه های حسینخانی ومیرافضل که در ننیز زندگی میکردند جهت سرکشی از املاک خود به گنجان مهاجرت نموده وسکنی گزیده اند  سند محکمی برای قدمت بیشتر وجود ندارد  اما کشف ظرفهای سفالی درمرز گیدوا پشتو بالای زمین مرحوم محمد علی درویش وخانه مسلم کربلایی حمیدنشان از سکونت چند صد ساله رادارد -----ضمن اینکه بعد از مدتی ملا قاسم وپسرش درویش خان وفیض الله شمسالدینی  به گنجان مهاجرت نمودند طبق اخرین سرشماری ۱۳۸۵جمعیت روستا۱۴۳۵نفرو۳۵۰ خانوار میباشد طوایف ساکن در گنجان شامل ده نشینها (حسینخانی ..افضلی .میرگنجانی.شمس الدینی و...-)وایل لری(شمس الدینی.زمزم.زبردستو...) می توان نام برد

 

روستای زیبا، تاریخی وپلکانی گنجان(ماسوله جنوب)

 

برابر روایت پیشینیان کل کشتمان گنجان متعلق به مرحوم میربهرام بوده که یک دانگ از کل ملک گنجان را وقف سید الشهدا نموده است که هم اکنون متصدی آن فرزندان مرحوم حاج اکبر میر گنجانی می باشند

 

گنجان قدیم به روایت جغرافیای ایران در سال1320

 

گنجان . [ گ َ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان رابر بخش بافت شهرستان سیرجان که در 42000گزی شمال خاوری بافت ، سر راه مالرو جواران به رابرواقع شده است . هوای آن سرد و سکنه اش 300 تن است . آب آن از قنات تأمین میشود. محصول آن غلات و حبوبات و شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است . مزرعه ٔ

صاحب آباد جزء این ده است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6).

 

موقعیت جغرافیایی

 

گنجان از سمت شمال به کوه شاه ولاله زار شمال غربی به سیه بنوئیه ازغرب به ننیز ازجنوب به گلینوئیه از جنوب شرقی به جواران وباب گلوئیه ازسمت شرق به راین واز شمال شرقی به شیرینک وچهار تاق منتهی می شود

 

رسوم و معاش

 

درختان میوه روستای گنجان(زردالو)

 

دین مردم این روستا اسلام ومذهب آنها شیعه است گویش فارسی تاحدودی محلی دارند شغل اصلی مردم کشاورزی دامداری وزنبورداری است  مهمترین محصولات کشاورزی این روستا گردو ،آلبالو گیلاس قیسی پیاز گل محمدی سیب زمینی وهمه محصولات مناطق سردسیر ومعتدل   مهمترین محصولات دامی نیز به کشک محلی پنیر روغن گوسفندی تلف کره محلی(مسکه) اسپار ودوغ گوسفندی واز همه مهمتر عسل طبیعی ونمونه می توان نام برد

 

گنجان دارای 4رودخانه 10جوی آب کشاورزی وبیش از 20 چشمه آب میباشد

 

رودخانه های فصلی

 

۱-رودخانه کله رودگنجان۲-رودخانه کندر۳-رودخانه صباباد(صحوا)۴-رودخانه کندغان

 

جوی های آب 

 

۱-جوی تاریخی گنجان(قدمت آن بیش از ۲۵۰سال  میباشد)۲-جوی کله کوهی۳-جوی پشتو۴-جوی صحوا۵-جوی کندر کرنگ۶-جوی جوبنو۷-جوی سوونو۸-جوی بادمدان۹-جوی چنالن۱۰-جوی ترکنکگیدوا گنجان زیبا وبی نظیر

 

محله های مسکونی

 

تل زرد -سرپشته-ریگی-سرقده-جوبنو-پشت تل-بغل تل-گردن تل-سر مزار -پشته گیدوا-روسکین-صغدین -گشکین

 

   

 

 محله های کشاورزی

 

گیدوا-پشتو-جوبنو -کله رود-صحوا-عللملکی-گودبنه-گودرزو-چنالن-هفت دانگن-کندر کرنگ-پشته داش-بغله کردیچال-کندر تیل-ششتای شورنگ-گود گردو-کمرا چغی-پشته سرخ-پشته باغ فتالی-ترکنک-پشت چشمه-باغ للو و....

 

حزب لله اهل اطاعت و ولایت است

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

حزب الله اهل اطاعت و ولایت است و قدر نعمت می شناسد. فداکار است و از مرگ نمی ترسد و گوش به فرمان "اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و الی الامر منکم "سپرده است و این چنین تو گویی خداوند وظیفه تحقق اهداف الهی همه انبیاء را بر گرده صبور و پر قدرت انان نهاده است و چه شرفی از این بالاتر! حزب الله از جانب خدا مامور است که انسان را و جهان را تغییر دهد. انسانی که امروز بیش از هر زمان دیگر گرفتار ظلمت شرک و بت پرستی است. در این چنین دنیایی که بشر امروز بت "خویش" را می پرستد، ظهور حزب الله معجزه ای است که از نفحات قدسی دم مسیحایی امام امت بر می آید/

بررسی مقایسه‌ای رویکرد سازش با آمریکا با اندیشه امام و رهبری

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

 

 

بررسی مقایسه‌ای رویکرد سازش با آمریکا با اندیشه امام و رهبری

 

تاکید همیشگی امام راحل(ره) و مقام معظم رهبری بر حفظ انسجام ملی، شناخت ماهیت استکبار و اهمیت احترام متقابل و نفی روابط ظالمانه، شروط رابطه با آمریکاست.

 

 

 

مقدمه

 

علیرغم رویکرد منفی آمریکا به انقلاب اسلامی ایران و دشمنی های مکرر آن کشور، اما در طول سالهای اخیر همواره و به دلایل گوناگون مقطعی، عده ای در موافقت و اهمیت ارتباط با آمریکا سخن گفته اند. نکته ی قابل توجه آن که برخی از جریانات نظیر گروه های ملی مذهبی و نهضت آزادی از ابتدا به دنبال رابطه با آمریکا و عادی سازی روابط بوده اند اما  برخی گروه های سیاسی که در طول سی سال گذشته در چارچوب نظام تلقی می شده اند نیز با تغییر رویه به دنبال رابطه با آمریکا افتاده و تلاش دارند رهبری را نیز به این امر سوق دهند.

 

این روزها به دلیل رویکرد "اعتدالی" دولت جدید و تغییر لحن آمریکا، باز هم شاهد اظهار نظرهای متعددی در ضرورت برقراری رابطه با آمریکا هستیم. عده ای برای رسیدن به اهداف خود به تحریف نظرات امام رو اورده و با استفاده از رسانه های متعدد خود از موافقت این بزرگ سفر کرده نسبت به مذاکره با شیطان بزرگ دم می زنند. لذا ضرورت دارد تا با شناختی از جریانات مدعی این رویکرد، ایده های آنان را با عیار نظرات امام راحل (ره) و مقام معظم رهبری سنجیده و از این میان رویکرد واقعی انقلاب اسلامی درمورد مسئله رابطه با آمریکا را معرفی نماییم.

 

جریانات سیاسی سازشکار

 

الف)گفتمان اصلاحات و احزاب دوم خرداد

 

"اصلاح طلبان" به جریانات سیاسی، احزاب و شخصیت هایی از طیف های مختلفی از سنتی ها، میانه روها و افراطیون رادیکال، اطلاق می شود که در سالهای ابتدایی انقلاب، عمدتا تحت نام "گروههای خط امام" یا "جناح چپ" و در سالهای دهه هفتاد با حضور 18 گروه وحزب، با عنوان "شورای هماهنگی جبهه دوم خرداد" به فعالیت پرداختند. این احزاب شامل؛ مجمع روحانیون مبارز، جبهه مشارکت ایران اسلامی (منحله)، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و ... می شوند که عمدتا در سال‌های 1376 تا 1384، بر بخش قابل توجهی از دستگاه‌های اجرایی و تقنینی(مجلس، شوراهای شهر و . . ) تسلط یافته بودند، و تلاش کردند تا باب مذاکره با آمریکا را باز کنند.

 

جالب اینکه در جریان چپ سنتی (حد فاصل سال‌های 1358 تا 1368) گرایش شدید به رفتارهای رادیکالی و تند، محدود کردن قلمرو آزادی‌ها و حقوق شهروندی، مخالفت با برقراری رابطه با ایالات متحده و بالاخره فصل‌الخطاب دانستن ولایت فقیه در همه‌ی امور، دیده می‌شود. این در حالی است که اصلاح طلبان مدرن با ویژگی‌هایی چون تساهل و تسامح، اصل تنش‌زدایی در سیاست خارجی، احترام به حقوق شهروندی و نظریه‌ گفت‌وگوی تمدن‌ها شناخته می‌شوند (دارابی، 1390: 249 -259). این مسئله البته ناشی از رویکرد غرب‌باورانه و غرب‌گرایانه‌ی حاکم بر گفتمان مسلط بر این جریان بود.

 

شاید مبانی معرفتی این دگردیسی را باید در اندیشه های به اصطلاح روشنفکری دینی جستجو نمود. در طول سه دهه تاریخ انقلاب اسلامی، سروش و شاگردان و اطرافیانش کوشیدند تا اصول موضوعه گفتمان لیبرال سرمایه‌داری را از دل اسلام استخراج و استنتاج کنند و این روش را عمدتا در حلقه ماهنامه کیهان فرهنگی، پس از آن در حلقه کیان و مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری پی گرفتند. لذا برای مطالعه گرایش به غرب و هواداری رابطه با آمریکا از سوی اصلاح طلبان باید به مبانی نظری آنان در ادبیات سروش مراجعه نمود.

 

 واقعیت آن است که سه سطح تعارض میان ایران و آمریکا وجود دارد؛ سطح تعارض هویتی مربوط به خوی استکباری و سلطه جویانه آمریکا، سطح تاریخی که به دلیل سابقه منفی آمریکا در اذهان ایرانی وجود دارد و سطح تضاد منافع منطقه ای که به اختلافات منطقه ای دو کشور و منافع و امنیت ملی آنان باز می گردد.

 

سروش با نفی ماهیت اومانیستی، سکولاریستی و عقلانیت خودبنیاد غرب، ادعا می کند: «انکار نمی توان کرد که در میان اندیشه و هنر و فلسفه و ادب و صنعت و سیاست اروپایی و امریکایی – که اصطلاحاً غرب جغرافیایی خوانده می شوند – نوعی ملازمه و ارتباط و تشابه برقرار است .... اما این مقدار ربط و پیوند ، بسیار فاصله دارد با آن مدعا که گویی در وراء این آراء و انظار و علوم و آداب و فنون و نظامات ، روحی و گوهری نهفته است. ما با « غرب » طرف نیستیم .

 

با غریبان روبروییم ... بلی هر چه از مغرب زمین می رسد ، تکه ای و نکته ای ، ادبی و سنتی ، فنی و علمی ، فکری و فلسفه ای از آن دیار است ، اما نباید پنداشت روح شیطانی غرب ( همان موجود سهمناک ) در کالبد هر اثر و هر فکر آن دیار چنان رخنه کرده که با خریدن هر قطعه ، آن روح را هم خریده ایم» (سروش، 1375: 233).

 

رویکرد سروش به مقولة فرهنگها را می توان نقطة مقابل تهاجم فرهنگی از یکسو و غربزدگی تمام عیار از سوی دیگر دانست. اساسأ او فرهنگ غربی را یکی از سه رکن اساسی فرهنگ فعلی ما می داند، لذا به تهاجم فرهنگی اعتقادی ندارد (عباسی، 1383:منابع اینترنتی)

 

بعد دیگر غرب گرایی اصلاح طلبان به نظرات سیدمحمد خاتمی باز می گردد. او به مثابه‌ی یکی از بالاترین مقامات سیاسی جمهوری اسلامی ایران، در آن سالها از جایگاهی رسمی و قانونی، مفهوم «جامعه‌ی مدنی» را وارد ادبیات رایج سیاسی کرد. تأکید وی در دوران کاندیداتوری و ریاست‌جمهوری بر توسعه‌ی سیاسی و به خصوص جامعه‌ی مدنی، ارمغان آشنایی وی با فلسفه و اندیشه‌ی غرب بود که با حضور در حلقه های کیان و آیین نیز تقویت شده بود.

 

خاتمی، با باور به این امر، توسعه‌ی غرب را میوه‌ی تمدن غرب دانسته و ایران را نیز در جهت رسیدن به این میوه به تقلید «بینش و منش غربی» فرا می‌خواند: «توسعه، به معنای امروزش، میوه یا شاخ‌وبرگ تمدن جدید است. اگر آن تمدن آمده، توسعه هم خواهد آمد و به این معنا سخن کسانی که می گویند ابتدا باید خرد غربی را پذیرفت تا توسعه بیاید، سخن بیراهی نیست و این سخن را کامل کنم که علاوه بر خرد و بینش غرب، باید منش غربی متناسب با این بینش را نیز پذیرفت». این سخنان به معنای متناسب شدن و تطبیق جامعه با غرب بود (حیدری،1391: منابع اینترنتی)

 

اساسا همه گیر شدن این گفتمان باعث گردید؛ جریان چپ سنتی ضدآمریکایی به موضعی غرب گرا و موافق رابطه با آمریکا بدل شود. همان طور که پیش از این یادآور شدیم، این گروه و افراد آن، از زمان شکل‌گیری تا آغاز دوران اصلاحات بر این باور بودند که آمریکا در مرکز دشمنان انقلاب اسلامی است و مبارزه با آن در دستور کار قرار دارد. به همین ترتیب است که در بیانیه‌ای از سوی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی می خوانیم:

 

"نمی‌توان با عقب‌نشینی و تغییر در رفتار، آمریکا را با انقلاب و نظام جمهوری اسلامی ایران بر سر لطف و مهر آورد... امپریالیسم آمریکا دشمن اصلی و فوری ماست... شعار استراتژیک و راهنمای ما، نه تسلیم و نه تهاجم، بلکه دفاع فعال است" (سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران، بیانیه شماره 7) اما هم‌زمان با تبدیل چپ سنتی به اصلاح طلبان مدرن در سپهر سیاسی جمهوری اسلامی و قرار گرفتن اصل «تنش‌زدایی» در سیاست خارجی، دیدگاه این سازمان نیز در زمینه‌ی برقراری رابطه با آمریکا دچار تحول می‌شود و اعضای این سازمان نه تنها اعتقادی به مواضع پیشین خود ندارند، بلکه از تئوریسین‌های رابطه با آمریکا هستند و معتقدند که «عده‌ای از شعار مرگ بر آمریکا برای مقابله با مردم سوءاستفاده می‌کنند.» (رسالت، 13 آبان 1378).

 

و بر همین اساس بهزاد نبوی شعار «مرگ بر آمریکا» را در تعارض با عادی‌سازی رابطه با آمریکا و سیاست‌های تنش‌زدایی تلقی می‌کند و با افتخار تمام می‌گوید: «والله من اعتقادی به مرگ بر آمریکا ندارم.» (کیهان، 21 فروردین 1388). در تداوم همین رویکرد، روزنامه‌ی ایران به نقل از محسن آرمین، عضو سازمان مجاهدین انقلاب و حزب مشارکت، چنین نوشت: «ما باید بحث رابطه با آمریکا را از مقوله ایدئولوژیک خارج کنیم و این کار باید کاملاً کارشناسی باشد» (روزنامه ایران، 12 آبان 1380).

 

نتیجه این رویکرد و البته کار کارشناسی اصلاح طلبان در ماجرای مذاکرات هسته ای به روشنی آشکار گردید جایی که نمایندگان مجلس ششم در نامه ای صراحتا  می خواستند رهبر انقلاب را به نوشیدن جام زهر و قبول عقب نشینی کامل در مقابل غرب مجبور کنند. و نهایتا با تعلیق غنی سازی اورانیوم، نه تنها امتیازی از غرب نگرفتند، بلکه استقلال و عزت ملی را به یغمای بیگانگان دادند. همین رویکرد سازشکاری بود که موجب شد آمریکایی‌ها هنوز امید خود را قطع نکنند.

 

هنری پرکت، مدیر کل سابق وزارت خارجه آمریکا در امور ایران، در شهریور ماه 1380 در این باره می‌گوید: «اگر موجی که در مطبوعات اصلاح طلب ایران با تز امکان ارتباط با آمریکا شروع شد و حالا با تردید در اساسی‌ترین وجوه انقلاب اسلامی مشهود است، بتواند از حریم روحانیت عبور کند و از آن طریق، ولایت فقیه را بر کشتی تردید سوار کند، بار سنگینی از دوش آمریکا برداشته است.

 

این بار سنگین، همان است که امروز ایران را از غرب دور نگه داشته و امکان صلح با اسرائیل را تا حدی تنزل داده است. اصلاح طلبان ایران، راه دشواری در پیش دارند، اما به خوبی دریافته‌اند که برای نزدیکی به غرب باید نگاه مردمشان را از زشتی‌های غرب به زیبایی‌های آن معطوف کنند» (به نقل از: کرامتی، 1383 : 245).

 

مقام معظم رهبری: «رابطه و مذاکره برای ملت ایران و برای نهضت جهانی (اسلام) مضر است. اولین ضرر این است که آمریکاییها با ورود در این میدان، اینجور تفهیم خواهند کرد که جمهوری اسلامی از همه حرفهای دوران امام، دوران جنگ و دفاع مقدس، دوران انقلاب صرف‌نظر کرده است»

 

نگرانی از رویکرد خوش‌بینی ساده‌لوحانه‌ی اصلاح طلبان به غرب، یکی از دغدغه‌های رهبر معظم انقلاب نیز بوده است؛ در این زمینه ایشان می فرمایند: «بعد از انقلاب هم در برهه‌ای مسئولین کشور روی خوش‌بینی‌های خود به این‌ها اعتماد کردند، از آن طرف، اما آنها ایران را محور شرارت خواندند و به ملت ایران اهانتی بزرگ کردند» (بیانات در دیدار فرماندهان و جمعی از کارکنان نیروی هوائی ارتش جمهوری اسلامی ایران، 19/11/1391).

 

بنابراین بی جهت نیست که جرج بوش، رئیس جمهور پیشین و جنگ طلب آمریکا، اصلاح طلبان را خط مقدم آمریکا می خواند و می گوید؛ چشم امید آنها به ماست. جایی دیگر نیز بوش گفته بود: «اصلاح طلبان در کشورهایی چون ایران و کوبا نباید احساس کنند آمریکا حکومت های این کشورها را مشروع می داند» (سایت الف، 19 اسفند 1386).

 

رهبر انقلاب طی سخنانی در جمع مردم قم به مناسبت 19 دی در واکنش به این سخنان بوش اعلام کردند: «نکته سوم اینکه مراقب فعالیت های دشمن باشند ، حالا پریروز –دو روز قبل از این – بوش ،رئیس جمهور آمریکا گفت ما از فلان دسته در ایران حمایت می کنیم . این ننگ است برای هر کسی که آمریکا بخواهد او را تحت الحمایه خود بگیرد . اول، خود آن کسانی که دشمن وحشی می خواهد از آنها حمایت کند، بعد هم مردم فکر کنند، ببینند چرا می خواهد حمایت کند. کدام نقص  در این ها هست که موجب شده دشمن بخواهد از او حمایت کند. در داخل یک خانواده ممکن است دوتا برادر، یک برادر و خواهر با هم اختلاف داشته باشند اگر دشمن، دزد، خائنی که بیرون خانه است، با یکی از این ها ارتباط برقرارکرد و گفت من طرف تو هستم، آن بایستی به خود بیاید، بگوید من چه غلطی کردم، چه اشتباهی کردم که این دشمن خانوادگی می خواهد از من حمایت کند. مردم هم باید حواسشان جمع باشد؛ نگذارید انتخاب بشود ملعبه دست بیگانگان » (بیانات در 1386/10/19)

 

ب) گفتمان عمل گرایی اقتصادی

 

یکی از دیگر از  اصلی ترین جریانات فکری پس از انقلاب که اتفاقا از مدیران اجرایی نظام محسوب می شده و در برخورد با امریکا رویکردی موافق داشته اند؛ عمل گرایان هستند. عمل گرایی اساسا یک نحله فکری محسوب می گردد که در سیاست گذاری ها و فرصت- تهدید بودن موضوعات، به نتیجه توجه می کنند و عمدتا همه چیز را با مطلوبیت اقتصادی مورد سنجش قرار می دهد.

 

لذا یکی از اولین گروههای سیاسی کشور که از جمله‌ی موافقان تجدید رابطه با آمریکا بوده‌اند، تکنوکرات‌های دولت آقای هاشمی هستند که با عنوان «کارگزاران سازندگی» شناخته می‌شوند. کم نیستند کسانی که اعتقاد دارند؛ کارگزاران سازندگی  اساسا حول «پدر معنوی حزب» علی اکبر هاشمی رفسنجانی شکل گرفته است. هاشمی توسعه اقتصادی را از طریق انتصاب تکنوکرات هایی انجام داد که دارای گرایش اجرایی بودند، وی بر تخصص، مهارتهای فنی و توانایی های اداری وزرای خود در ادارۀ امور محوله تأکید داشت و فضایل اسلامی و گرایشهای انقلابی را امری لازم اما ناکافی می دانست. این امر روند عملگرایی در رفتار اجرایی کابینه را سرعت بخشید (احتشامی،  1385: 100).

 

این حزب که از همان ابتدا جهت تحکیم پایه‌های دولت هاشمی رفسنجانی آغاز به کار نمود، ناگزیر در سیاست خارجی خود، از اصولی مانند؛ تشنج‌زدایی، طرفداری از مذاکره و رابطه با آمریکا، جذب سرمایه‌های خارجی، گسترش رابطه با اروپا و دیپلماسی کارآمد، پیروی می‌کرد (دارابی، : 344).  برای مثال، محسن نوربخش رئیس بانک مرکزی وقت در اظهار نظری پیرامون رابطه با آمریکا می‌گوید: «رابطه‌ی اقتصادی با آمریکا به نفع ماست» (روزنامه‌ صبح امروز، 10 آذر 1378).

 

از همین منظر البته تعارض با آمریکا نیز بی معنی تلقی می شود. لذا در سال 1369 و در حالی که هنوز اولین سالگرد رحلت حضرت امام (ره) فرا نرسیده بود، عطاالله مهاجرانی که معاونت ریاست جمهوری را بر عهده داشت، با انتشار مقاله‌ای تحت عنوان «مذاکره مستقیم» و طرح این که «مذاکره با دشمن ضدارزش نیست؛ ایستادگی در برابر کاخ سفید را شعارگرایی خوانده و خواستار پایان آن شد».

 

مهاجرانی در بخشی از مقاله خود که در واکنش به اظهارات «جیمز بیکر» - وزیر امور خارجه وقت آمریکا- که خواستار مذاکره با ایران شده بود، نگاشته بود، نوشت: «به گمانم می‌توان از زاویه‌ای دیگر نیز، مذاکره مستقیم را سنجید و بین مذاکره مستقیم و غیرمستقیم طرف بهتر و یا لااقل آن که شرش کمتر است را برگزینیم... به گمانم اگر در شرایط ویژه‌ای که هستیم، مصلحت‌های کشور و انقلاب را بر سایر امور ترجیح ندهیم، بهره‌اش از دست رفتن فرصت ها برای انقلاب و کشور و ملتی خواهد بود که دشمنانش می‌خواهند فرصت‌های او را بگیرند و سال ها پس از سال ها بگذرد و ما در وادی بازی با شعار، مثل بازی با یخ متوقف بمانیم» (به نقل از: کرامتی، 1383: 149- 154).

 

پس از گذشت سالهای متمادی از دوران دولت سازندگی، آقای هاشمی در عرصه سیاست خارجی فعال شده و از منظر عملگرایی همچنان از رابطه با امریکا دفاع می کنند. ایشان معتقد است که همواره باید رویکرد متعادل در امور کشور جاری و ساری باشد. از این رو از منظر ایشان رویه ای که در آن نه با امریکا رابطه داشته باشیم و نه مذاکره کنیم رویه ای متعادل نبوده و بیشتر جنبه ی افراطی دارد.

 

اما واکنش قاطع مقام معظم رهبری درباره این موضوع تکلیف را یکسره کرد و به بحث ها خاتمه داد. رهبر معظم انقلاب در پاسخ به مهاجرانی، پس از توصیه به ملت خصوصاً نویسندگان و صاحب نظران به خویشتن داری از برخوردهای غیرمنطقی نسبت به نظر مخالف، فرمودند: «من معتقدم، من معتقدم، آن کسانی که فکر می‌کنند ما باید با رأس استکبار، یعنی امریکا مذاکره کنیم یا دچار ساده لوحی هستند یا مرعوبند » (بیانات در دیدار با گروهی از معلمان و کارگران، 1 اردیبهشت 1369).

 

واقعیت آن است که تکنوکرات‌ها هنوز هم منادی مذاکره با آمریکا هستند. لذا می بینیم  که پس از گذشت سالهای متمادی از دوران دولت سازندگی، آقای هاشمی در عرصه سیاست خارجی فعال شده و از منظر عملگرایی همچنان از رابطه با امریکا دفاع می کنند. ایشان معتقد است که همواره باید رویکرد متعادل در امور کشور جاری و ساری باشد. از این رو از منظر ایشان رویه ای که در آن نه با امریکا رابطه داشته باشیم و نه مذاکره کنیم رویه ای متعادل نبوده و بیشتر جنبه ی افراطی دارد.

 

منظور از این مفهوم آن است که باید هر عملی ناظر به نتیجه ای باشد که از آن به دست می آید. به عبارت دیگر باید عملگرا بود و عملیاتی عمل نمود تا به نتیجه رسید. این رویکرد با اصول بنیادنی که در تفکر امام خمینی (ره) وجود داشت مبنی بر اینکه ما مأمور به تکلیفیم نه مأمور به نتیجه همخوانی ندارد.

 

همچنین آقای هاشمی معتقد است؛ آمریکا کشوری مانند سایر کشورهای قدرتمند نظیر انگلیس، فرانسه، چین و روسیه و حتی قدرتمندتر از آنهاست و به عبارت دیگر ابر قدرت محسوب می شود. از این رو در فضای همکاری متقابل می توان با آمریکا وارد مذاکره شد. آمریکا قدرت برتر دنیا است. مگر اروپا با آمریکا، چین با آمریکا و روسیه با آمریکا چه تفاوتی از دید ما دارند؟ اگر با آنها مذاکره داریم، چرا با آمریکا مذاکره نکنیم؟ معنای مذاکره هم این نیست که تسلیم آنها شویم. مذاکره می‌کنیم اگر مواضع ما را پذیرفتند و یا ما مواضع آنها را پذیرفتیم، تمام است (خبرگزاری فارس، 15 فروردین 1391).

 

اندیشه های امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری

 

شاخص‌های هنجاری - ادراکی سیاست خارجی ایران نشان می‌دهد که جهت‌گیری سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بر مبنای جلوه‌هایی از راهبرد عدم تعهد منتقدانه به سلطه جهانی، سازماندهی و تبیین شده است. و لذا در برابر استکبار جهانی که در اشکال گوناگون به دنبال سلطه همه جانبه فرهنگی سیاسی اقتصادی و ... بر جهان است، انقلاب اسلامی ایران با رهبری امام خمینی(ره) و سپس مقام معظم رهبری، داعیه دار شناخت اشکال مختلف سلطه، دسیسه های گوناگون آنان و مبارزه بر علیه آنان است.

 

در اصلی ترین تقابل، نظام سلطه و انقلاب اسلامی اساسا از هویت هایی معارض برخوردارند، چرا که اساسا انقلاب اسلامی هدف غایی خود را در نابودی استکبار و پیروزی مستضعفان عالم قرار داده است. لذا بین ایران و امریکا تضاد ذاتی وجود دارد و آن؛ به ماهیت نظام سیاسی اسلامی در ایران، و جهت گیری های سلطه طلبانه ابرقدرت غرب باز می گردد.

 

سطح دوم تعارض با آمریکا به سابقه تاریخی منفی، عهد شکنی و غیرقابل اعتماد بودن آمریکا باز می گردد. روابط منفی و سلطه جویانه امریکا در قبال ایران که با حمایت از رژیم استبدادی پهلوی خود را به گونه ای کریه تر نمایان ساخت، در پیدایش فرهنگ سیاسی بیگانه ستیزی و احساس بی اعتمادی نسبت به امریکا در بین آحاد ملت ایران بسیار موثر بوده است. به گونه ای که سیاست خارجی ایران در تقابل با امریکا و نفی روابط سلطه جهانی سامان یافته است.

 

سطح سوم تضاد میان ایران و آمریکا، به منافع متضاد دو کشور باز می گردد. اهداف راهبردی و دراز مدت آمریکا با ادغام خاورمیانه در نظام اقتصاد سیاسی جهانی، حضور نظامی در خلیج فارس، حاکمیت بر جریان نفت و تامین امنیت اسرائیل دنبال می‌ شود. در این میان البته اهداف سیاسی جمهوری اسلامی در تضادی صد در دصدی با اهداف آمریکا در خاورمیانه قرار دارد. لذا برای جلوگیری از گسترش توانمندی ها و سلطه منطقه ای ایران، اقداماتی از قبیل تحریم های اقتصادی، فشار سیاسی- دیپلماتیک، تهدید به استفاده از زور، تلاش برای جلوگیری از رشد علمی، تکنولوژیکی و مخصوصاً دانش هسته ای و ... برای جلوگیری از قدرت یابی ایران در دستور کار امریکا قرار داشته و دارد.

 

دراین باره مقام معظم رهبری می فرمایند: وضع کنونی - یعنی قطع رابطه ی ما با آمریکا - اول این را بیان می کند که این وضع، نتیجه رفتار و وضع طبیعی استکبار آمریکایی است؛ در واقع، نتیجه ی مظلومیت ملت ایران است. حرف دوم این است که مذاکره با آمریکا، هیچ فایده ای برای ملت ایران ندارد. حرف سوم این است که مذاکره و رابطه ی با آمریکا، برای ملت ایران ضرر دارد (بیانات در خطبه ی نماز جمعه26/10/76).

 

در واقع بی توجهی به هریک از ابعاد سه گانه فوق در تحلیل روابط ایران و آمریکا، باعث ضعف و انحراف در تحلیل می گردد. عمده کسانی که درباره ضرورت رابطه با آمریکا داد سخن سر می دهند نیز یقینا از یک و یا هر سه سطح تعارض فوق چشم پوشی کرده اند. به ویژه سطح تحلیل اول که مربوط به هویت است. در این باره امام خمینی، فضایی که در آن روابط خصمانه با استکبار به روابطی غیر خصمانه منجر شود، را مساوی دست کشیدن از اسلام می‌دانستند:

 

«ممکن است بعضی‌ها که این چیزها را ندیده‌اند با خود بگویند خوب با قدرت‌ها باید ساخت، ولی باید بدانند که سازش امروز نابودی تا آخر است، دفن اسلام است تا آخر دنیا، مردم باید محکم بایستند و از اسلام و کشور دفاع کنند و از توطئه‌ها هراس به خود راه ندهند که اگر کمی عقب بنشینند، باید دست از اسلام بکشیم و تکلیف ما خلاف این است» (صحیفه نور، ج 56:19).لذا مروری بر نظریات حضرت امام خمینی(ره) در سیاست خارجی جمهوری اسلامی نشان می دهد که ایشان، نگاه خاص و ویژه ای به آمریکا به دلیل خلق و خوی استکباری و شیطانی آن دارند. در واقع امام راحل بیشتر به سطح تحلیل تعارض ذاتی و هویتی میان ایران و آمریکا عنایت دارند.

 

نگرانی از رویکرد خوش‌بینی ساده‌لوحانه‌ی اصلاح طلبان به غرب، یکی از دغدغه‌های رهبر معظم انقلاب نیز بوده است؛ در این زمینه ایشان می فرمایند: «بعد از انقلاب هم در برهه‌ای مسئولین کشور روی خوش‌بینی‌های خود به این‌ها اعتماد کردند، از آن طرف، اما آنها ایران را محور شرارت خواندند و به ملت ایران اهانتی بزرگ کردند»

 

در پیام حضرت امام(ره) به تاریخ (3/12/1367) خطاب به مراجع اسلام، روحانیون و ... که از آن به عنوان استراتژی آینده انقلاب و حکومت اسلامی یاد شد، این مطلب با صراحت مورد اشاره قرار گرفته است. این پیام کمتر از چهار ماه مانده به رحلت امام نگارش شده است:

 

"آنان که هنوز بر این باورند و تحلیل می کنند که باید در سیاست و اصول و دیپلماسی خود تجدیدنظر کنیم و ما خامی کردیم و اشتباهات گذشته را نباید تکرار کنیم و معتقدند شعارهای تند یا جنگ سبب بدبینی غرب و شرق نسبت به ما و نهایتاً انزوای کشور شده است و اگر ما واقع گرایانه عمل کنیم، آنان با ما برخورد متقابل انسانی می کنند و احترام متقابل به ملت ما و اسلام و مسلمین می گذارند، این یک نمونه است که خدا می خواست پس از انتشار کتاب کفرآمیز آیات شیطانی در این زمان اتفاق بیفتد و دنیای تفرعن و استکبار و بربریت، چهره واقعی خود را در دشمنی دیرینه اش با اسلام برملا سازد تا ما از ساده اندیشی به درآییم و همه چیز را به حساب اشتباه و سوء مدیریت و بی تجربگی خود نگذاریم" (صحیفه نور، جلد21: 291)

 

مقام معظم رهبری، حضرت آیت الهگ خامنه ای نیز با همین حساسیت درباره هویت اسلامی و ذات استکباری امریکا، مذاکره با آمریکا را مساوی با «فنای همه چیز» می‌دانند. با این وصف برقراری رابطه با آمریکا به معنای دست کشیدن از راه امام و گفتمان انقلاب و رهبری است و این به معنای تمام شدن دوران انقلاب اسلامی و قربانی شدن انقلاب است: «رابطه و مذاکره برای ملت ایران و برای نهضت جهانی (اسلام) مضر است. اولین ضرر این است که آمریکاییها با ورود در این میدان، اینجور تفهیم خواهند کرد که جمهوری اسلامی از همه حرفهای دوران امام، دوران جنگ و دفاع مقدس، دوران انقلاب صرف‌نظر کرده است و گذشته است. اولین چیزی که آمریکائیها ادعا می‌کنند این است. اولین مطلبی که در دنیا شایع می‌کنند این است که انقلاب تمام شد» (بیانات در خطبه های نماز جمعه ی تهران 26/10/1376).

 

از سوی دیکر مقام معظم رهبری از منظری عملگرا هم، به مسئله رابطه با آمریکا عنایت دارند: «رابطه و مذاکره با دولت امریکا، به حال ملت ایران هیچ فایده‌ای ندارد. امروز از چیزهای جالب این است که دست‌های امریکایی و تبلیغات امریکایی در دنیا این‌گونه شایع می‌کنند که ملت ایران مشکلاتی دارد؛ راه‌حل و کلید این مشکلات هم این است که بیاید با امریکا مذاکره کند! تو گفتی و من باور کردم! مذاکره، هیچ فایده قابل ذکری برای ملت ایران ندارد.... کسی که خیال کند اگر ما با امریکا مذاکره کردیم، محاصره اقتصادی و قانون «داماتو» و ... از بین خواهد رفت، اشتباه کرده است. این‌طور نیست که رابطه با امریکا یا مذاکره با امریکا، مانع از دشمنی امریکا شود. الآن کشورهایی هستند که سفارت‌هایشان در امریکاست، سفارت‌های امریکا نیز در پایتخت‌های آن‌ها باز است و فعّالیت می‌کند؛ از لحاظ سیاسی و کنسولی و غیره هم با یکدیگر ارتباط دارند؛ اما امریکا آن‌ها را جزو لیست تروریست‌های دنیا معرفی می‌کند» (بیانات مقام معظم رهبری در خطبه‌های نماز جمعه، 26/10/76).

 

لذا عدم برقراری رابطه با آمریکا امری ابدی نیست، بلکه به سه سطح تعارض آمریکا با ایران و پایان دشمنی های استکبار نسبت به ایران باز می گردد. رهبر معظم انقلاب شرط برقراری رابطه را احترام متقابل و روابط عادلانه می دانند هر چند همچنان نسبت به هویت استکبار هشدار می دهند: «ملت ایران آرمان‌ها و مقاصدی دارد که در دنیا هر کس به این مقاصد و نیز به ملت ایران احترام گذاشته و نظام جمهوری اسلامی را قبول کرده، ملت ایران در طول زمان با او مثل یک طرفِ برابر و مساوی وارد میدان مذاکره و معامله شده است. ما با شوروی هم ارتباطات داشتیم، با اروپا و همه دنیا هم ارتباطات داریم. مسأله امریکا این است که هویّت اسلامی و ملی ما را قبول ندارد و این را به زبان می‌آورد. چرا عدّه‌ای از مدّعیان سیاست و فهم، نمی‌فهمند؟! واقعاً جای تأسّف است. حکومتی که این‌طور صریحاً می‌گوید می‌خواهم علیه نظام اسلامی و خواستِ ملت ایران عمل کنم و برای براندازی این نظام بودجه می‌گذارد، ارتباط و مذاکره با آن، هم خیانت و هم حماقت است» (بیانات در دیدار جمعی از ایثارگران و خانواده‌های شهدا،1381/3/1]

 

بنابراین اینک می توان به نقد سخنان طرفداران مذاکره با آمریکا پرداخت. در این میان در بررسی مبانی نظری اصلاح طلبان در اندیشه عبدالکریم سروش و سید محمد خاتمی دیدیم که اساسا، تلقی استکباری از غرب و آمریکا و ماهیت سلطه گرانه آمریکا اشتباه است. لذا اصلاح طلبان اساسا سطح اصلی تعارض میان آمریکا و ایران را که به ماهیت استعماری آمریکا مربوط می شود را قبول ندارند. امری که جزو بدیهیات اندیشه انقلاب اسلامی قرار دارد. این عبور اصلاح طلبان از آرمان های انقلاب اسلامی در حالی است که حضرت امام خمینی(ره) اعتقاد دارند که حتی در صورت سازش طلبی ما، استکبار به دلیل ماهیت شیطانی خود بازهم در برابر ایران کوتاه نخواهد آمد.

 

متاسفانه اصلاح طلبان حتی از حافظه ای تاریخی نیز برخوردار نیستند. صرف نظر از مبانی اسلامی، حتی اگر کاملا ملی گرایانه به مسئله روابط با آمریکا بنگریم؛ فراموشی کودتای 28 مرداد، سرکوب ملت ایران و حمایت از شاه، تحریم های اقتصادی، حمله به سکوهای نفتی ایران، بلوکه کردن دارایی های ایران، حمله به ایرباس ایرانی و ... به آسانی نخواهد بود. در مقابل امام راحل به عنوان رهبر یک ملت انقلابی به غیر قابل اعتماد بودن آمریکا و جنایات آن دولت نیز اشاره دارند:

 

«آن چیزی که از بیست و چند سال پیش از این به وسیله‌ی امریکا بر مملکت ما گذشته است، سال‌های طولانی لازم است تا ما ترمیم کنیم این‌ها را. ما می‌خواهیم چه کنیم روابط داشته باشیم با آن‌هایی که می‌خواهند ما را بچاپند؟ رابطه‌ی ما با آن‌ها غیر از این است که رابطه‌ی چپاولگر و چپاول‌بشو است؟ برای چه ما می‌خواهیم این را؟ ... این استقلالی که ما پیدا کردیم و این آزادی که ما پیدا کردیم یک هدیه‌ی آسمانی است، یک هدیه‌ی الهی است به ما رسیده، و ما مکلفیم این را حفظش کنیم" (صحیفه نور،  ج 12: 379).

 

لذا به نظر می رسد، اصلاح طلبان در برابر آمریکا دچار نوعی شیفتگی هستند و به جهت بزرگ بودن آمریکا در اذهان آنان، از هرگونه مقاومت در برابر آمریکا توسط انقلاب اسلامی دچار رعب می گردند. دراین باره مقام معظم رهبری حامیان مذاکره با آمریکا را صریحا مرعوب و یا ساده لوح می دانند: «من معتقدم،‌آن کسانی که فکر می‌کنند ما باید با راس استکبار، یعنی آمریکا مذاکره کنیم یا دچار ساده لوحی هستند یا مرعوبند. من بارها این نکته را عرض کرده‌ام که استکبار بیش از اینکه نان قدرت و توانایی خودش را بخورد نان هیبت و تشر خودش را می‌خورد. اصلا استکبار با تشر و ابهت و شکلک درآوردن و ترساندن این و آن زنده است»

 

در کنار اصلاح طلبان دیدیم که جریان تکنوکرات ها یا عمل گرایان قرار دارند. جناب اقای هاشمی صریحا درباره آمریکا می گوید: «چه فرقی بین اروپا، روسیه و چین با آمریکا هست؟ اگر با آنها مذاکره داریم چرا با آمریکا مذاکره نکنیم؟» در نقد این سخن باید تاکید نمود که ایشان نیز متاسفانه از ماهیت استکباری امریکا و تضاد ذاتی آن با انقلاب اسلامی غفلت نموده اند. البته در همگام نبودن کشورهایی چون چین، روسیه ، اروپا و ... با انقلاب اسلامی و یا حتی مخالفت های انان تردیدی نیست، ولیکن واقعیت اینست که اینک امریکاست که در موضع استکبار و سلطه جهانی قرار دارد. چه اینکه حضرت امام خمینی(ه) فرمودند:

 

«آمریکا دشمن شماره یک مردم محروم و مستعضف جهان است» مشکل عمده ای که در  این زمینه تکنونکرات ها با آن مواجه هستند اینست که، به دلیل ماهیت اقتصادی و منفعت جویانه اندیشه خود تلقی می کنند که تضاد منافع ایران و آمریکا  در یک یا چند جلسه مذاکره قابل حل است. چرا که در طول مذاکرات دو کشور متوجه فرصت ها و منافع متقابلی می گردند که آنها را وادار به همکاری می کند. اما رفتار کاخ سفید و سخنان سردمداران دولت آمریکا به وضوح نشان داده است که آمریکایی ها بیش از همه چیز به منافع اسرائیل در منطقه می اندیشند و در این زمینه نیز برای راضی نگاه داشتن سران رژیم صهیونیستی حاضر هستند که حتی از حرف های گذشته خود باز گردند.

 

  از سوی دیگر به نظر نمی رسد آمریکا نگرش خود را نسبت به ایران تغییر داده باشد و نمی توان انتظار داشت که تعامل سازنده ای با این رویکردی که امریکایی ها در پیش گرفته اند، میان سران دو کشور برقرار شود. لذا تکنوکرات ها باید پاسخ دهند که در صورت وجود منافع مشترک میان دو کشور، با مسئله اسرائیل و سابقه تاریخی ستمگرانه آمریکا نسبت با ایران و مهم تر از همه خلق و خوی استکباری آمریکا چه خواهند کرد؟

 

در این باره مقام معظم رهبری می فرمایند: «مذاکره یعنی چه؟ صرف اینکه شما بروید با آمریکا بنشینید حرف بزنید و مذاکره کنید، مشکلات حل می‌شود؟ این طوری که نیست. مذاکره در عرف سیاسی،‌یعنی معامله، مذاکره با آمریکا، یعنی معامله با آمریکا. معامله، یعنی داد و ستد؛ یعنی چیزی بگیر، چیزی بده، تو از انقلاب اسلامی،‌ به آمریکا چه می‌خواهی بدهی تا چیزی از او بگیری؟ آن چیزی که شما می‌خواهید به آمریکا بدهید تا در مقابل از او چیزی بگیرید چیست؟ ما چه می‌توانیم به آمریکا بدهیم؟ او از ما چه می‌خواهد؟ آیا می‌دانید که او چه می‌خواهد؟ "و ما نقموا منهم الا ان یومنوا بالله العزیز الحمید" و الله آمریکا از هیچ چیز ملت ایران، به قدر مسلمان بودن و پایبند بودن به اسلام ناب محمدی (ص) ناراحت نیست. او می‌خواهد شما از این پایبندیتان دست بردارید. او می‌خواهد شما این گردن برافراشته و سرافراز را نداشته باشید؛ حاضرید؟..» (12/2/69)

 

جمع بندی

 

در این مقاله تلاش گردید موضوع رابطه با آمریکا را از نظر مدعیان این رابطه از میان جریانات سیاسی امروز کشور مورد بررسی قرار دهیم و سپس آن نظرات را در ترازوی اندیشه های امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری وزن کشی نماییم. باید توجه داشت برقراری رابطه با آمریکا را باید در یک زمینه واقع گرایانه و به همراه دغدغه اسلامی مورد بررسی قرار داد.

 

چه اینکه رویکرد اصلاح طلبان و تکنوکرات ها در تائید رابطه با آمریکا چنانکه دیدیم، علیرغم ادعاهای پرطمطراق واقع گرایی، از بدیهیات نگاه راهبردی تهی است. واقعیت آن است که سه سطح تعارض میان ایران و آمریکا وجود دارد؛ سطح تعارض هویتی مربوط به خوی استکباری و سلطه جویانه آمریکا، سطح تاریخی که به دلیل سابقه منفی آمریکا در اذهان ایرانی وجود دارد و سطح تضاد منافع منطقه ای که به اختلافات منطقه ای دو کشور و منافع و امنیت ملی آنان باز می گردد.

 

در این مقاله به وضوح آشکار گردید که دو نحله فوق الذکر هیچگاه تحلیل جامعی از مسئله رابطه با آمریکا نداشته اند، بلکه از سر شیفتگی به غرب، مرعوب بودن و یا بی اطلاعی و سطحی نگری، رابطه با آمریکا را تجویز کرده اند. در مقابل نیز اما مواضع امام و رهبری با درک صحیح از واقعیات بین المللی، همواره از موضع عزت، دفاع از منافع ملی و پیشرفت کشور بیان گردیده است. لذا مشکل، عدم برقراری رابطه با آمریکا نیست بلکه مشکل عدم درک صحیح مدعیان سیاسی درون کشور و نیز خوی استکباری و ظالمانه آمریکاست. به همین جهت تاکید همیشگی امام راحل(ره) و مقام معظم رهبری بر حفظ انسجام ملی، شناخت ماهیت استکبار و اهمیت احترام متقابل و نفی روابطه ظالمانه به عنوان شروط رابطه با آمریکا بوده است. نقطه اوج این نگاه در بیان مقام معظم رهبری است که  تاکید می کنند: آن روزى که رابطه‌ى با آمریکا مفید باشد، اول کسى که بگوید رابطه را ایجاد بکنند، خود بنده هستم (بیانات در دیدار دانشجویان دانشگاه‌هاى استان ی

 

آقای وزیر حاضرید با خانواده‌تان این فیلم را ببینید؟

آقای وزیر حاضرید با خانواده‌تان این فیلم را ببینید؟

به گزارش تریبون مستضعفین در تمدن بشری شکل گیری دولت‌ها همواره در راستای بدست اوردن قدرت برای حفظ منافع بوده است، حال بسته به نوع این حکومت‌ها این منافع می توانسته منافع اقلیتی خاص و یا اکثریتی عام باشد اما همواره دولت هایی موفق بوده اند که منافع عموم مردم را در نظر گرفته‌اند. به طریق اولی در تمدن اسلامی همواره حفظ منافع مادی و معنوی عموم مردم بر عهده دولت و از ملزومات حکومت اسلامی بوده و هست.

ادامه نوشته

توهین آشکار به اسلام در نشریه دانشجویی

توهین آشکار به اسلام در نشریه دانشجویی

توهین به دین مبین اسلام در نشریه دانشجویی دانشگاه یاسوج در حالی صورت گرفته است که رئیس دوم خردادی این دانشگاه تا کنون جلوی انتشار این اکاذیب درباره اسلام در این نشریه را نگرفته است.

به گزارش دانا، نشریه افق یکی از نشریات دانشجویی دانشگاه یاسوج است که توسط انجمن علمی جامعه شناسی این دانشگاه منتشر می شود.
این نشریه در مطلبی با عنوان «که دل به دست کمان ابرویست کافرکیش» به قلم احسان خان محمدی اسلام را یک به عنوان دین معرفی نکرده و تنها آن را یک مذهب دانسته است.
وی در این مطلب با اشاره به مبانی بنیادگرایان اظهار داشته است دین ویژگی هایی دارد که اسلام شامل آن ویژگی ها نمی شود پس اسلام دین نبوده و تنها یک مذهب است.
وی در ادامه با زیر سوال بردن اقدامات نواب صفوی که یک شهید و مبارز انقلابی است وی را یک فرد خود سر دانسته که سعی داشته با ترورها خود را اثبات کند و خودی نشان دهد.
در ادامه این مطلب آمده است: ترورهایی که نواب انجام می داده خشونت آمیز بوده و بیشتر این ترورها برای هدف های شخصی انجام می گرفته است.
این اقدامات تأمل برانگیز در این نشریه دانشجویی در حالی انجام گرفته است که رمضانی، سرپرست این دانشگاه تا کنون در برابر اقدامات ضد ارزشی این نشریه موضعی نگرفته است.
یکی از سایت های محلی در مورد رمضانی گفته که وی در اولین روز مدیریت دانشگاه یاسوج در اقدامی غیر قانونی حقوق اعضای هیئت علمی دانشگاه که به عنوان مامور به تحصیل در مقطع دکترا در حال تحصیل بودند را قطع کرد.
در گام بعدی از سوی زیردستان او مشخصات تحصیلی و شناسنامه ای عده از اعضای هیئت علمی دانشگاه که بورسیه گرفتند در رسانه های استان به صورت غیر قانونی منتشر شد.
این اقدامات رمضانی در این حا متوقف نشد و در روز دانشجو الگوهای جدیدی را به دانشجویان معرفی کرد که جای شبهات زیادی را در اذهان مطرح کرد.
اتفاقات روز دانشجو و ۱۸ آذر امسال؛ پخش شبنامه و روزنامه در حمایت سران فتنه در دانشگاه و سکوت سرپرست دانشگاه؛ انتصاب و عزل های عجیب و … نیز از چشم ناظرین دانشجویی و غیر دانشجو پوشیده نماند.
سابقه این عضو هیئت علمی در سال ۸۸، سابقه او در دانشگاه بوشهر در دوران دانشجویی و اقدامات سیاسی و طایفه ای طی مدت سرپرستی بر دانشگاه یاسوج از جمله سایر مواردی است که در مورد رمضانی مطرح است.

اهداف ماهواره

اهداف ماهواره

۱- دعوت به نفاق و فسق

قال رسول الله (صلی الله علیه و آ له) و اما علامه الفاسق فاربعه الهو ولغو والعدوان والبهتان رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: علامت فاسق چهار چیز است: ۱- لهو گرایی ۲- بیهوده گرایی ۳- دشمنی ۴-تهمت زدن (تحف العقول ص ۱۷)

۲- دعوت به کارهای پست

عن الصادق (علیه‌السلام) انه سئل عن السفله فقال من یشرب الخمر و یضرب الطنبور از امام صادق(علیه‌السلام) از کار پست سؤال شد، حضرت فرمود: کسی که مشروبات مست کننده بخورد ۲-کسی که طنبور بزند . (وسائل الشیعه ج ۱۲ ص ۲۳۴)

۳- دعوت به فساد قلب و نفاق

قال رسول الله (صلی الله علیه وآله) اربعه یفسدن القلب و ینبتن النفاق فی القلب کما ینبتن الماء الشجر: استماع الهو والبذاء واتیان باب السلطان وطلب الصید ؛ رسول خدا فرمود: چهار چیز قلب را فاسد می‌کند و نفاق را در دل به وجود می‌آورد همچنان که آب درخت را رشد می‌دهد ۱-گوش دادن موسیقی ۲-قمار کردن ۳-توجه به حکمرانان ظالم ۴-شکار بی جهت .( خصال ص ۲۷۷)

۴- دعوت به بدی و فحشا و سخنان بی دلیل

ا نَّما یَأْمُرُکُمْ بِالسُّوءِ وَ الْفَحْشاءِ وَ أَنْ تَقُولُوا عَلَی اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ ؛

او تنها شما را به بدی و فحشاء و گفتن سخنان بی دلیل و نسبت دادن آن به خدا وا می‌دارد (بقره آیه ۱۶۹)

۵- دعوت به نگاه آلوده و خیانت

ابی جَعْفَرٍ ع قَالَ لَعَنَ رَسُولُ اللَّهِ ص رَجُلًا یَنْظُرُ إِلَی فَرْجِ امْرَأَةٍ لَا تَحِلُّ لَهُ وَ رَجُلًا خَانَ أَخَاهُ فِی امْرَأَتِهِ وَ رَجُلًا یَحْتَاجُ النَّاسُ إِلَی نَفْعِهِ فَسَأَلَهُمُ الرِّشْوَة ؛ امام باقر (علیه‌السلام) فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه و آ له) لعن کرد مردی را که نگاه کند به فرج زنی که حلال او نمی‌باشد و مردی که خیانت کند به زن برادرش و مردی که مردم به او محتاج شوند و در مقابل از مردم رشوه بخواهد. (کافی ۵ ص ۵۵۴)

آسیب‌های ماهواره

الف ) آسیب های فردی( روحی و روانی ، متأثر از فیلم‌های مبتذل و خشن)

۱- روان پریشی:

مردی که همواره در ماهواره نامحرم را با آن بدن نیمه عریان و آرایش شده ببیند و نتواند به آرزوی خود برسد. به صورت عقده در خود ریخته و دچار بیماری روان پریشی خواهد شد.

عَنْ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع أَنَّهُ کَانَ جَالِساً فِی أَصْحَابِهِ إِذْ مَرَّتْ بِهِمُ امْرَأَةٌ جَمِیلَةٌ فَرَمَقَهَا الْقَوْمُ بِأَبْصَارِهِمْ فَقَالَ ع إِنَّ عُیُونَ هَذِهِ الْفُحُولِ طَوَامِحُ وَ إِنَّ ذَلِکَ سَبَبُ هِبَابِهَا فَإِذَا نَظَرَ أَحَدُکُمْ إِلَی امْرَأَةٍ تُعْجِبُهُ فَلْیُلَامِسْ أَهْلَهُ فَإِنَّمَا هِیَ امْرَأَةٌ کَامْرَأَة

روایت شده از امام علی (علیه‌السلام) در میان یارانش نشسته بود که زنی زیبا از کنار آن‌ها عبور نمود و عده ای از آن‌ها به او خیره شدند پس امام (علیه‌السلام) فرمود: همانا دیدگان این بزرگان طمع کار است و این نگاه‌های خیره سبب ایجاد تصور ذهنی می‌شود بنابراین، هنگامی که یکی از شما به زنی نگاه کند که از او خوشش بیاید باید با همسر خود آمیزش کند، (و بداند) آن زن، زنی است همچو زن خودش. (وسائل الشیعه ج ۲۰ ص ۱۰۶)

أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام یَقُولُ مَنْ تَعَلَّقَ قَلْبُهُ بِالدُّنْیَا تَعَلَّقَ قَلْبُهُ به ثلاثِ خِصَالٍ هَمٍّ لَا یَفْنَی وَ أَمَلٍ لَا یُدْرَکُ وَ رَجَاءٍ لَا یُنَالُ (کافی ج ۲ ص ۳۲۰) ؛

امام صادق (علیه‌السلام) فرمود: هر کس قلبش به دنیا تعلق پیدا کند قلبش به سه خصلت تعلق پیدا کند. گرفتاری که تمام نمی‌شود، و آرزوی که درک نمی‌کند و امیدی که به آن نمی‌رسد.

وَ قَالَ ع مَنْ أَمَّلَ فَاجِراً کَانَ أَدْنَی عُقُوبَتِهِ الْحِرْمَانَ ؛ هر کس آرزوی گناه داشته باشد کمترین عقوبتش پشیمانی است. (بحارالانوار ج ۷۵ ص ۸۳)

۲- حسرت و پشیمانی:

أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ النَّظَرُ سَهْمٌ مِنْ سِهَامِ إِبْلِیسَ مَسْمُومٌ وَ کَمْ مِنْ نَظْرَةٍ أَوْرَثَتْ حَسْرَةً طَوِیلَةً ؛ امام صادق(علیه‌السلام) فرمود: نگاه (حرام) تیری از تیرهای مسموم شیطان می‌باشد؛ و چه بسا نگاه حرامی که حسرت و پشیمانی (روانی) طولانی را به جای می‌گذارد. (کافی ۵ ص ۵۵۹)

۳- خود ارضایی

دیدن صحنه های محرک و شهوت انگیز در فیلم‌های ماهواره مخصوصاً برای جوانانی که توان اطفاء شهوت از راه شرعی را ندارند، موجب روی آوردن به دفع شهوت از راه استمناء می‌گردد.

۴- افسردگی شدید و گاه همراه با خودکشی

انحطاط و دور افتادگی از اصل خود با دیدن انواع و اقسام فیلم‌ها و به وجود آمدن احساس پوچی و بی هویتی و دور شدن از یاد خدا و هجوم تاریکی‌ها و بیماری‌های روانی انسان را به سمت خود کشی سوق می‌دهد.

ب) آسیب های اجتماعی

۵. ایجاد روابط نا سالم

با به نمایش گذاشتن انواع فیلم‌های شهوت انگیز و روابط نا مشروع کم کم روابط نا سالم بین زن و مرد نا محرم عادی شده و منجر به فساد خانواده و اجتماع می‌گردد.

۶. افزایش جرایم توسط نمایش تصاویر خشونت بار

سهل و آسان نشان دادن کشتار و قتل و هر گونه جنایت با سلاح سرد و گرم ترس بیننده را فرو می‌ریزد و موجبات بالا رفتن آمار جرم و جنایت در جامعه را پدید می‌آورد.

۷. ترویج مد گرایی و ارائه مد های آرایشی و پوشش زننده:

امام صادق (علیه‌السلام) :اوحی الله عز و جلالی النبی من الانبیاء قل للمؤمنین: لا تلبسوا لبس اعدائیو لا تطمعوا طعام اعدائی ولا تسلکوا مسالک اعدایی، فتکونوا اعدائی کما هم اعدائی : خداوند بزرگ به پیامبری از پیامبرانش وحی نمود که به مؤمنین بگو: لباس دشمنان مرا نپوشید، غذای آنان را نخورید و از راه آنان نروید (آنان را الگوی خود قرار ندهید) که در این صورت از دشمنان من محسوب می‌شوید، همان طور که آنان دشمنان من هستند. (علل شرایع ج ۲ ص ۳۴۸)

۸. ترویج عقاید و فرقه های نادرست و غیر اخلاقی مثل شیطان‌پرستی

۹. از بین رفتن قبح روابط غیر اخلاقی در بین مردم

قال الله تبارک وتعالی : ان الذین یحبون ان تشیع الفاحشه فی الذین آمنوا لهم عذاب الیم : برای کسانی که دوست دارند در باره مؤمنان تهمت زنا شایع شود ، در دنیاو آخرت عذابی دردآور مهیاست خدا می داند و شما نمی دانید . (نور آیه ۱۹)

۱۰. نابود کردن فرهنگ مردم جهان، اعم از سنت‌ها، آداب و رسوم .

۱۱. تلاش بر ایجاد هیجانات، خوشی‌ها، تفریحات، سرگرمی‌های کاذب در بین مردم.

۱۲. ایجاد فرهنگ مصرف و تبلیغ کالاهای غربی و دور نگه داشتن مردم از خودکفایی

۱۳. سست شدن بنیان خانواده

(اختلاف بین خانواده بین همسران – مرزها و حریم خانواده را می‌شکنند – طلاق و جدایی را فراهم می‌کنند). قال الله تبارک تعالی: قوا انفسکم واهلیکم نارا : خود و خاندانتان را از (عذاب) آتش حفظ کنید. (تحریم آیه ۶)

پایین آمدن سطح رضایتمندی همسران:

مرد و یا زنی که همواره صحنه های مستهجن به واسطه فیلم‌های ماهواره برای او عادی شده باشد دیگر به واسطه همسر راضی نمی‌گردد. و این اولین قدم فساد زن و مرد در خانواده می‌باشد.

عَنْ عَلِیٍّ ع فِی حَدِیثِ الْأَرْبَعِمِائَةِ قَالَ إِذَا رَأَی أَحَدُکُمُ امْرَأَةً تُعْجِبُهُ فَلْیَأْتِ أَهْلَهُ فَإِنَّ عِنْدَ أَهْلِهِ مِثْلَ مَا رَأَی فَلَا یَجْعَلَنَّ لِلشَّیْطَانِ عَلَی قَلْبِهِ سَبِیلًا لِیَصْرِفْ بَصَرَهُ عَنْهَا ؛

علی (علیه‌السلام) فرمود: هرگاه از زنی خوشتان آمد نزد همسر خود بروید (وبا او رابطه زناشویی برقرار کنید). زیرا همسر شما هم مثل اوست و برای شیطان در قلب خود راهی قرار ندهید، تا اینکه آن زن از خاطر شما برود.(۱۰)

۱۴. الگو گیری غلط :

قال رسول الله (صلی الله علیه وآله) : لا یتبه الزی بالزی حتی یشبه الخلق با لخلق، ومن شبه به قوم فهو منهم : شکل‌ها به یکدیگر همانند نمی‌گردد، جز آنکه خلق و خوها به هم نزدیک گردد، و هرکس خود را شبیه گروهی سازد، از آنان به شمار می‌رود . (ره توشه ص ۳۰۳)

۱۵. ایجاد فراموشی هدف:

علی(علیه‌السلام) :من کانت الدنیا اکبر همه طال شقاؤه و غمه : آن شخص که دنیا بزرگ‌ترین هدف وی باشد، همواره گرفتار بدبختی و اندوه خواهد شد. (میزان الحکمه ج ۲ ص ۹۰۹)

۱۶. فراموشی معاد:

با توجه دادن به دنیای محض و لذت‌های زود گذر و فانی کردن مردم در اینکه اینست و جز این نیست مانع از توجه مردم به آخرت می‌شوند.

إِنَّ الَّذِینَ یَضِلُّونَ عَن سَبِیلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِید به ما نَسُواْ یَوْمَ الحْسَابِ

کسانی که از راه خدا گمراه شوند، عذاب شدیدی به خاطر فراموش کردن روز حساب دارند! (ص آیه ۲۶)

۱۷. تباهی خرد و اندیشه:

قال علی (علیه‌السلام) : قد خرقت الشهوات عقله : شهوت‌ها خرد اورا تباه کرده است. (نهج البلاغه خ ۱۰۹ ص ۱۶۰)

۱۸. طغیان و سرکشی:

قال الله تبارک وتعالی: کلا ان الانسان لیطغی ان رآه استغنی : باز چرا انسان از کفر وطغیان باز نمی‌ایستد. با تماشای برنامه های مستهجن و محرک جنسی شهوت طغیان می‌کند و دست به کفر وعصیان وجرم می‌زند. (علق آیه ۶)

۱۹. ایجاد پشیمانی:

قال صادق (علیه السلام) : ان الحسرة و الندامه والویل کله لمن لم ینتفع به ما ابصر ومن لم یدر الامرالذی هو علیه مقیم، انفع هو له ام ضر؟ : حسرت و پشیمانی و نگون‌ساری برای کسی است که از آنچه بر آن بینایی دارد، بهره نگیرد ونداند کاری که می‌کند برای او سود دارد یا زیان. (بحار الانوار ج ۲ ص ۳۰)

پس از صرف بیهوده عمر در تماشای فیلم‌های لغو وتأثیر پذیری و خلق وخوی حیوانی پیدا کردن در پایان چیزی جز حسرت واندوه بر جای نمی‌ماند.

۲۰. تزلزل اعتقادی:

در شبکه‌های مختلف حتی با نام دین به راحتی ایجاد شبهات مختلف کرده و با مغلطه و سفسطه افکنی بدون اینکه مناظره ای یا جواب‌دهنده‌ای باشد، به مبانی وریشه های یک دین حمله می‌کنند و عده ای از مردم که متأسفانه دارای معلومات کافی در آن بحث نیستند فریب شیادهایی را می‌خورند که با شیطان قرینند.

۲۱. وارونه سازی و پایمالی فضیلت‌ها

در تحت لوای بیان تفسیر یا بیان دستورات الهی آن چنان ارزش‌ها و فضیلت‌های دینی را وارونه جلوه می‌دهند که هر بیننده‌ای فکر می‌کند فقط اوست که راست می‌گوید.

۲۲. فراموش کردن یاد خداوند:

قال الله تبارک وتعالی : وَ مَنْ أَعْرَضَ عَن ذِکْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنکاً وَ نحَشُرُهُ یَوْمَ الْقِیَمَةِ أَعْمَی

و هر کس از یاد من روی گردان شود، زندگی (سخت و) تنگی خواهد داشت و روز قیامت، او را نابینا محشور می‌کنیم! (طه آیه ۱۲۴ )

۲۳.تمسخر و استهزاء آیات الهی:

قال الله تبارک وتعالی: ولئن سأ لتهم لیقولن انما کنا نخوض ونلعب قل اباالله و ایاته و رسوله کنتم تستهزؤن : واگر از آن‌ها بپرسند چرا سخریه و استهزاء می کنید پاسخ دهند که ما به مزاح ومطایبه سخن راندیم . ای رسول بگو به آن‌ها آیا با خدا وآیات خدا ورسول خدا تمسخر می‌کنید. (توبه آیه ۶۵)

۲۴. پخش شایعات:

خداوند متعال می‌فرمایید: وَ إِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ مِّنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُواْ بِه وَ لَوْ رَدُّوهُ إِلیَ الرَّسُولِ وَ إِلیَ أُوْلیِ الْأَمْرِ مِنهُْمْ لَعَلِمَهُ الَّذِینَ یَسْتَنبِطُونَهُ مِنهْم وَ لَوْ لَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَتُهُ لاَتَّبَعْتُمُ الشَّیْطَنَ إِلَّا قَلِیلًا

و چون از ناحیه کفار خبری از امن و یا خوف به این سست ایمان‌ها برسد آن را منتشر سازند، در حالی که اگر قبل از انتشار، آن را به اطلاع رسول و کارداران خویش رسانده، درستی و نادرستی آن را از آنان بخواهند، ایشان که قدرت استنباط دارند، حقیقت مطلب را فهمیده، به ایشان می‌گویند و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود جز مواردی انگشت شمار هر لحظه شیطان را پیروی می‌کردید. (نساء آیه ۸۳)

۲۵. سخنان جذاب و نفاق انگیز در لوای دین:

وَ إِذَا رَأَیْتَهُمْ تُعْجِبُکَ أَجْسَامُهُم وَ إِن یَقُولُواْ تَسْمَعْ لِقَوْلهِم کَأَنهَّمْ خُشُبٌ مُّسَنَّدَة یحَسَبُونَ کل صَیْحَةٍ عَلَیهْم هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُم قَاتَلَهُمُ اللَّه أَنیَ یُؤْفَکُونَ

ای رسول تو چون (از برون) کالبد جسمانی آن منافقان را مشاهده کنی (به آراستگی ظاهر) تو را به شگفت آرند و اگر سخن گویند (بس چرب زبانند) به سخن هایشان گوش فرا خواهی داد (ولی از درون) گویی که چوبی خشک بر دیوارند (و هیچ ایمان و معرفت ندارند و چون در باطن نادرست و بد اندیشند) هر صدایی بشنوند بر زبان خویش پندارند. ای رسول (بدانکه) دشمنان (دین و ایمان) به حقیقت اینان هستند از ایشان بر حذر باش، خدایشان بکشد چقدر (به مکر و دروغ) از حق باز می‌گردند. (منافقون آیه ۴)

۲۶. فتنه انگیزی و سخنان اراجیف:

لَوْ خَرَجُواْ فِیکمُ مَّا زَادُوکُمْ إِلَّا خَبَالًا وَ لَأَوْضَعُواْ خِلَالَکُمْ یَبْغُونَکُمُ الْفِتْنَةَ وَ فِیکم سَمَّاعُونَ لهَُم وَ اللَّهُ عَلِیم بِالظَّلِمِینَ

اگر با شما بیرون شده بودند در کارتان جز فساد نمی‌افزودند و میان شما اراجیف انتشار داده ، فتنه‌جویی می‌کردند و (چون) در میان شما زود باوران (نیز) بودند (در نتیجه تحت تأثیر اراجیف آنان قرار می‌گرفتند) و خدا ستمکاران را خوب می‌شناسد. (توبه آیه ۴۷)

۲۷. ایجاد شک ودو دلی:

إِنَّمَا یَسْتَئذِنُکَ الَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الاَخِرِ وَ ارْتَابَتْ قُلُوبُهُمْ فَهُمْ فیِ رَیْبِهِمْ یَترَدَّدُونَ

تنها کسانی که به خدا و روز جزا ایمان ندارند و دل هایشان به شک افتاده و در شک خویش سرگردانند از تو اجازه می‌خواهند. (توبه آیه ۴۵)

۲۸. تضعیف ایمان‌ها و دعوت به کفر:

وَدَّ کَثِیرٌ مِّنْ أَهْلِ الْکِتَابِ لَوْ یَرُدُّونَکُم مِّن بَعْدِ إِیمَانِکُمْ کُفَّارًا حَسَدًا مِّنْ عِندِ أَنفُسِهِم مِّن بَعْدِ مَا تَبَین لَهُمُ الْحَق فَاعْفُواْ وَ اصْفَحُواْ حَتیَ یَأْتی اللَّهُ بِأَمْرِه إِنَّ اللَّهَ عَلیَ کُل شیَ‌ْءٍ قَدِیرٌ

بسیاری از اهل کتاب دوست می‌دارند و آرزو می‌کنند ای کاش می‌توانستند شما را بعد از آنکه ایمان آوردید به کفر برگردانند و این آرزو را از در حسد در دل می‌پرورند بعد از آنکه حق برای خود آنان نیز روشن گشته، پس فعلاً آنان را عفو کنید و نادیده بگیرید تا خدا امر خود را بفرستد که او بر هر چیز قادر است. (بقره ۱۰۹)

۲۹. ایجاد دهکده جهانی جهت اینکه همه را مطیع هوی و هوس خود کنند:

وَ لَن تَرْضیَ عَنکَ الْیهَودُ وَ لَا النَّصَارَی حَتیَ تَتَّبِعَ مِلَّتهَم قُلْ إِنَّ هُدَی اللَّهِ هُوَ الهُْدَی وَ لَئن اتَّبَعْتَ أَهْوَاءَهُم بَعْدَ الَّذِی جَاءَکَ مِنَ الْعِلْم مَا لَکَ مِنَ اللَّهِ مِن وَلی وَ لَا نَصِیرٍ

یهود و نصاری هرگز از تو راضی نمی‌شوند مگر وقتی که از کیش آنان پیروی کنی بگو تنها هدایت، هدایت خدا است و اگر هوی و هوس های آنان را پیروی کنی بعد از آن علمی که روزیت شد، آن وقت از ناحیه خدا نه سرپرستی خواهی داشت و نه یاوری. (بقره ۱۲۰)

۳۰. در حال کید وفریب:

إِن تمَسَسْکُمْ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ وَ إِن تُصِبْکُمْ سَیِّئَةٌ یَفْرَحُواْ بِهَا وَ إِن تَصْبرِواْ وَ تَتَّقُواْ لَا یَضُرُّکُمْ کَیْدُهُمْ شَیْا إِنَّ اللَّهَ به ما یَعْمَلُونَ محُیط. : اگر خیری به شما برسد آن‌ها ناراحت می‌شوند و اگر مصیبتی برسد خوشحال می‌گردند و شما اگر صبر کنید و از خدا بترسید، کید آن‌ها هیچ ضرری به شما نمی‌زند که خدا به آنچه می‌کنید، احاطه دارد. (آل عمران آیه ۱۲۰)

نتیجه:

هر چند ماهواره شبکه های علمی و مورد استفاده دارد اما نباید غافل بود که اکثر شبکه های ماهواره ای اهدافی جز تسخیر و تخریب و تباهی انسان‌ها و به انحطاط و انحراف کشاندن آن‌ها و فرهنگها و آداب و رسوم‌ها و تبدیل به دهکده جهانی عاری از معنویت ندارد.

طرح خطرناک مقامات سعودی برای شستشوی مغزی تروریستهای بازگشته از سوریه به عربستان هشدار داد.

 

طرح خطرناک مقامات سعودی برای شستشوی مغزی تروریستهای بازگشته از سوریه به عربستان هشدار داد.

 

یکی از شاهزادگان سعودی درباره طرح خطرناک مقامات سعودی برای شستشوی مغزی تروریستهای بازگشته از سوریه به عربستان هشدار داد.

به گزارش مهر، "خالد بن فرحان آل سعود" از شاهزداگان جداشده از رژیم سعودی در صفحه فیسبوک خود افشاگری کرده است. وی اعلام کرده است: دستگاه اطلاعاتی عربستان در نظر دارد تروریستهای سعودی که از سوریه به کشور باز می گردند را شستشوی مغزی دهد.

این شاهزاده سعودی در ادامه افزود: شستشوی مغزی تروریستهای بازگشته از سوریه به این علت انجام می شود که آنها هیچ گونه اطلاعاتی درباره فعالیتهای خود در سوریه افشا نکنند. برخی منابع اطلاعاتی اخیرا از بازگشت ۲۰ درصد از تروریستهای سعودی از سوریه به کشور خود خبر داده بودند.

جای پای فیل

جای پای فیل
به بهانه مصوبه اخیر دولت-مجلس، مرور یک ماجرای سابقه دار و تاریخی در اقتصاد ایران قابل توجه است. در همه سالهای بعد از انقلاب، اقتصاد دانان لیبرال پای ثابت قدرت ها بوده اند. همه دولت ها چه سنتی و چه راست و چه چپ و اصولگرا و یا اصلاح طلب، اتاق فکر اقتصادیشان در اختیار لیبرال ترین ها بوده است. چرا؟ قانون بقای لیبرال های اقتصادی در قدرت چیست؟

قانون بقای لیبرال ها در قدرت را باید در نسخه شوک درمانی آنها دید. نسخه ای همه زمانی و همه مکانی. نسخه ای باب دندان همه طیف های قدرت. چه اصولگرا و چه اصلاح طلب و چه تکنوکرات.

البته سالهای جنگ به دلائل مختلف استثنا بوده است. خدا رحمت کند مرحوم عالی نسب را. در دولت موسوی قرار بود کالائی گران شود. در همین رابطه بحث های طولانی در هیئت دولت صورت گرفت. مرحوم عالی نسب در یکی از جلسات هیات دولت تمثیل جالبی را بکار بردند که باعث شد نظر جمع بر گردد. ایشان گفتند وقتی در زمستان در اتاقی نشستید و همه درها بسته و گرم است، یک پنجره که کمی باز شود همه اتاق را سرد می کند. او با همین استدلال ساده به هیات دولت قبولاند که ۲ تومان اضافه کردن به قیمت پنیر همه فعالیت های ضدتورمی دولت را بی اثر می کند. روحش شاد.

چه آسیب‌هایی از طریق تماشای شبکه‌های ماهواره‌ای متوجه خانواده‌ها و جوانان می‌شود؟

چه آسیب‌هایی از طریق تماشای شبکه‌های ماهواره‌ای متوجه خانواده‌ها و جوانان می‌شود؟

ماهواره یک رسانه قدرتمند است و به خاطر ویژگی‌های منحصر به فردی که دارد همچنانکه می‌تواند در اطلاع رسانی و آگاهی بخشی به جوامع اثر مثبت داشته باشد، برنامه‌های تخریبی و فاسدی هم دارد و می‌تواند بر فکر و اندیشه و اعتقادات و رفتارهای اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، تربیتی، خانوادگی و سبک زندگی مردم اثر منفی داشته باشد و استفاده نامحدود و غیر هدفمند آن می‌تواند آثار زیانباری بر جوانان، زنان و خانواده‌ها داشته باشد.

ادامه نوشته

مشکلات اجتماعي جامعه نتيجه بي‌توجهي به سبك زندگي اسلامي است

مشکلات اجتماعي جامعه نتيجه بي‌توجهي به سبك زندگي اسلامي است

يكي از اصول اساسي كه همواره بايد بر محيط زندگي خانوادگي و اجتماعي انسان حاكم باشد، "پرهيز از اذيت و آزار ديگران" است . بي توجهي نسبت به اين موضوع ، بشر امروز را گرفتار آسيب هاي فراواني در حوزه ها ي مختلف فردي و اجتماعي كرده است.با نگاهي گذرا به صفحات حوادث روزنامه ها و يا مرور اخبار رسانه ها، در خواهيم يافت كه آسيب هايي جدي از اين ناحيه متوجه جامعه است و بايد صاحب نظران حوزه هاي مختلف اجتماعي با تحقيق و پژوهش در اين زمينه، هر چه بيشتر جامعه را نسبت به خطرات اين موضوع آگاه و چاره انديشي كنند.

ادامه نوشته

بازخوانی فرمایشات امام خمینی (ره) در مورد سینما

قسمتی از بیانات امام خمینی (ره) که با نگاه روحانی خود به فرهنگ و هنر به خصوص سینما که همیشه نگاه ویژه ای به سینما داشتند بیان میکنیم.بازخوانی فرمایشات امام خمینی (ره) در مورد سینما
ادامه نوشته

مثل هر سال که اهالی رسانه از مدت ها قبل از جشنواره پیرامون فیلم ها شناخت دارند و فیلم های جنجال برانگیز را از قبل شناسایی کرده اند، امسال هم از آغاز جشنواره، این حدس و گمان ها پیرامون چند فیلم بیش از سایر فیلم ها بود. به خصوص که شنیده ها حاکی از پرداختن یکی دو فیلم به فتنه 88 حکایت داشت
ادامه نوشته

درس‌هایی که باید از مناظره «شرمن» با «منندز» و «کروکر» آموخت

درس‌هایی که باید از مناظره «شرمن» با «منندز» و «کروکر» آموخت

طی دو روز اخیر، سخنان وندی شرمن، مذاکره کننده ارشد هسته ای آمریکا در جمع سناتورهای این کشور، سبب برانگیخته شدن انتقادات بسیاری شده که با توجه به لحن و محتوای این سخنان، صحیح نیز می نماید. با این حال، به نظر می رسد چند نکته مهم در سخنان وی مورد توجه قرار نگرفته که بررسی دقیق تر آن ها، می تواند دربردارنده درس های مهمی برای ناظران و تحلیلگران داخلی نیز باشد.

ادامه نوشته

مبنای اتهامات هسته‌ای علیه ایران چه بود؟

مبنای اتهامات هسته‌ای علیه ایران چه بود؟

نخستین تشکیک ها در برنامه صلح آمیز هسته ای ایران در خلال دهه نود پدید آمد؛ زمانی که نهادهای اطلاعاتی آمریکایی تلکس هایی از دانشگاه شریف ایران برای خرید تکنولوژی های حساس خطاب به شرکت های خارجی را پیدا کردند. این تلکس ها، نخستین نشانه هایی بود که بر اساس آن طی سالها آمریکا به برنامه هسته ای ایران مشکوک شد.

ادامه نوشته

واکنش آیةالله مصباح به اظهارات اخیر روحانی

واکنش آیةالله مصباح به اظهارات اخیر روحانی

آیت الله مصباح یزدی در پاسخ به اظهارات اخیر رییس جمهور مبنی بر بی سواد خواندن منتقدان توافقنامه ژنو، گفت: علما، بزرگان و خانواده های شهدا شما را نصیحت می کنند که فریب آمریکا را نخورید، عزت ملت را نفروشید و خون شهیدان را به باد ندهید.

ادامه نوشته

یک بی سواد، در صف کالا،

شعر: یک بی سواد، در صف کالا، دو روز پیش / جان داده است در وسط ازدیادها
ادامه نوشته

دخالت شرمن در امور داخلی ایران و حمایت از موسوی و کروبی

دخالت شرمن در امور داخلی ایران و حمایت از موسوی و کروبی
ادامه نوشته