|
(العلماء حكام علي الملوك) با ترجمه : علماء حاكم برممالك و سلاطين هستند ، ولايت فقيه را ولايت رسول الله (ص) معرفي نموده وبر لزوم اطاعت همه مردم ازولي فقيه تاكيد مي نمايد .
ازنظر امام خميني (رض) دراين مبحث كه ولايت ولايت فقيه را ولايت معصومين (سلام الله عليهم) مي داند صحبت ازمقام معنوي وعصمت ائمه اطهار(عليهم السلام) نيست بلكه ازوظيفه ايشان صحبت مي شود واز راه وروش وحركت آن بزرگواران صحبت درميان است وچون ازديد ايشان ولايت حكومت واداره كشورو از سويي اجراي قوانين شرعيست معتقدند كه ولايت تنها يك وظيفه است ونه مقام وامتياز خاص چرا كه ولايت را مردم مي خواهند وولايت هم امريست اعتباري عقلايي كه قيوميت ملت است درباب رهبري جامعه ودرآن شخص يا فرد خاصي مطرح نيست يعني دربحث ولايت مهم نيست فرد چه كسي باشد حتي اجتماع فقهاء براي تشكيل حكومت عدل عمومي مطرح است بلكه اين بحث وظيفه اصل است كه فقيه بتواند اين وظايف را انجام داده وحركت ائمه (ع) وانبياء (س) را ادامه دهد .
دربحث ولايت فقيه مقامات معنوي سواي بحث ولايت است زيرا درولايت فقيه كه درمقابل ولايت تكويني امامان معصوم(ع) است امراعتباري مطرح شده ونه تكويني كه تكويني بدين گونه بوده كه ولي به همه ذرات عالم نفوذ داشته وهمه ذرات عالم به اشاره او بوده است ووقتي مقام معنوي دركنارولايت قرارمي گيرد آنرا از اعتباري خارج وبه تكويني تبديل مي نمايد پس معنويت ولايت نمي آورد اما همواره قابل احترام وتجليل است مانند حضرت فاطمه (سلام الله عليها) كه صاحب مقامات معنوي انكارناپذيري است وحلقه اتصال نبوت با امامت معصومين (ع) مي باشد اما داراي ولايت نيست لذا حضرت امام خميني (ره) تاكيد دارند كه در ولايت فقيه آنچه اصل است انجام ماموريت ووظيفه انبياء وائمه (ع) است وچون بحث ادامه حركت انبياء ومعصومين (ع) مطرح است با توجه حديث شريفه : ( الفقهاء امناء الرسول ) با ترجمه : فقها امين رسول الله (ص) هستند حاكميت متعلق به فقهاست كه امام خميني (رض) علماي اسلامي را موظف مي كند كه اسلام واحكام آنرا گسترش داده وبه مردم دنيا معرفي نمايند واحكام حقيقي اسلام را بين مردم گسترش دهند .
نبي مكرم اسلام (ص) دردعايي كه مورد ديگرمستند امام(ره) است مي فرمايد : ((الهم ارحم خلفائي)) يعني خدايا رحمتت رابرخليفه هاي من نازل كن كه حضرت امام خميني (رض) مي فرمايد : منظورازخلفاء دراين دعا فقهاي اسلامند وازخلافت به عنوان جانشيني (تمام شئون نبوت نام مي برد وبه استناد حديث شريفه (العلماء ورته الانبيا) نيزمي توان گفت منظور ازخليفه الله وخليفه الرسول (ص) فقها وعلماي بزرگوار اسلامند وپيرو همين امرامام خميني (ره) ازحوزه هاي علوم ديني مي خواهد كه براي حفظ اسلام خود را مجهزبه تشكيلات ولوازم وقدرتي بدين منظور نمايد وحفظ اسلام راواجبتر از نماز مي داند .
دراين بحث اما م خميني (ره) معتقد است كه اسلام آمد تا به جا معه نظم بدهد وحكومت براي تنظيم امورجا معه است لذ ا دو هدف عا لي براي حكومت بدين عنا وين تشريح مي كند :
1- حذف طاغوت وبرقراري حق كه درنتيجه آن بايد گفت ))جاء الحق وزهق البا طل .ان البا طل كان زهوقاً((
2- نجات مظلومين ازدست ستمكاران كه تحقق آيه شريفه ((ونريد ان من علي الذين استضعفوا في الارض ونجعلهم الائمه ونجعلهم الوارثون)) مي باشد .
ايشان با ا فتخا ر ازمرام حكومتي اما ما ن معصوم (ع) نام برده ودستورات حكومتي نهج البلاغه را سبيل و راه نجا ت انسانها وجوامع بشري معرفي وبه شهادت ائمه اطهار(ع) درراه تشكيل حكومت عدل كه لازمه ولايت فقيه است افتخا رمي كند .
انگيزه ها يي را براي تشكيل حكومت اسلامي بعنوان وظا يف ولي فقيه ازكلام گوهربا ر امام خميني (ره) ميتوان بدين شرح استنبا ط نمود :
الف : دفاع ازآزاديهاي سا لم ومشروع وجلوگيري ازآزاديهاي مخرب وغربي كه سبب فسا د جا معه مخصوصاً گمراهي جوانان خواهد شد .
ب : توجه به علم وصنعت وتمدن واختراعات واكتشافات وحمايت ازصاحبان آنها بشرطي كه با هدف سعادت بشري همراه باشد .
ج : اهميت به مسائل جوانان
د: بسط عدالت اجتماعي وتحقق كامل آن
ه : اهميت به مراكز تعليم وتربيت بخصوص اهميت به حوزه ها ودانشگاهها
و: توجه كافي به نيروهاي مسلح براي حفظ آمادگي كاملشان براي دفاع ملي
ز: نظم قواي سه گانه اجرايي ، مقننه وقضايي
ح : رسيدگي به حال محرومان ومستضعفان جامعه
امام خميني (ره) درباب غفلت ازسياسي بودن احكام اسلام اين غفلت راباعث بروز مصيبتها مي داند وهمه احكام اسلام را عبادي سياسي خوانده ودروصيت نامه سياسي الهي خود ضمن فراخوان مسلمين به پيروي از ائمه معصومين (ع) وفرهنگ سياسي ، اجتماعي مي فرمايد ))اسلام وحكومت اسلامي پديده الهي است . ولايت فقيه اقامه حكومت حق براي نفع مستضفان ازبزرگترين واجبات واقامه آن از والاترين عبادات است.((
آزادي درحكومت وولايت فقيه حائزاهميت فراوانيست كه حضرت امام خميني ))رضوان الله تعالي عليه(( فقهاء را والي حكومت مي داند وبا اين انگيزه كه نبايد گذاشته شود قوانين اسلام معطل بماند يا دراجراي آن كم وزياد گردد مردم ومسئولين را دردايره مقررات شرعي آزاد مي داند واعلام مي دارد كسي حق ندارد آزاديهاي شرعي راازمردم سلب كند كه فرمايش حضرت امام (ره) درباب آزادي درنظام ولايت فقيه بدين شرح است :
))مردم ومسلمان دردايره مقررات شرعي آزادند يعني بعد ازآنكه طبق مقررات شرعي عمل كردند كسي حق ندارد بگويد اينجا بنشين يا آنجا برو، اين حرفها دركارنيست آزادي دارند وحكومت عدل اسلامي چنين است ، همه درسايه قانون با امنيت كامل بسر مي برند وهيچ حاكمي حق ندارد خلاف مقررات وقانون شرع مطهر قدمي بردارد.))
حضرت امام خميني (رض) مرجع امور را علماي اسلام مي داند با استفاده ازآيه ششم سوره احزاب كه خداوند فرموده :
))النبي اولي بالمومنين من انفسهم(( يعني نبي براي رهبري مومنين اولي است ازخودشان وبه استناد با احاديث شريفه : ))العلماء ورثه الانبياء(( و))الفقهاء امناء الرسول(( ضمن تاكيد براين موضوع منصب ولايت رابراي علماء ثابت مي داند .
ازنظرامام خميني(ره) حكم ولي فقيه حكم حكومتي است پس براي فقيه ديگرنيز واجب الاطاعه است مثل حكم ميرزاي شيرازي درتحريم تنباكو كه نوعي حكم حكومتي بود وحكم ميرزامحمد تقي شيرازي درجهاد ودفاع ملي وحكم مرحوم كاشف الغطاء كه همه اين احكام را بايد احكام حكومتي يا احكام سياسي اسلام خواند كه البته درعصر فعلي مراجع وعلماء درباب ولايت فقيه به نظر حضرت امام (ره) اعتقاد دارند ازجمله آيت الله العظمي گلپايگاني (ره) وآيت الله العظمي اراكي (ره) وآيت الله العظمي يوسف صانعي دراين زمينه نظرات كارشناسانه موكدي دارند .
بنيانگزارفقيد جمهوري اسلامي حضرت امام خميني (رض) تاكيد مي كند درحكومت اسلامي ونظام ولايت فقيه كارهاي حكومت بدست كارشناسان امين وخردمندان معتقد به اسلام سپرده شود ومي فرمايد:
((اين مقام حكومت ومنصب نيست كه به انسان ، شان ومنزلت معنوي مي دهد بلكه اين منزلت ومقام معنوي است كه انسان را شايسته براي حكومت ومناصب اجتماعي مي سازد .))
با نگرشي بر كلام فوق الذكر از امام خميني (ره) به اهميت فضائل اخلاقي وانساني درنظام ولايت فقيه پي مي بريم .
مسلمين ناگزير به داشتن ولي فقيه هستند كه بدينوسيله ازفساد وگمراهي وذلالت درامان باشند زيرا فقهاء اوصياء دست دوم رسول گرامي اسلام حضرت محمد صلي الله عليه وآله وسلم هستند ومرجع امور مسلمان هم نمي شود غير مسلمان باشد كه خداي ناكرده خلاف شرع يا ظلمي درحق مسلمان با وجود حاكم غير مسلمان جاري خواهد شد ودراسلام نيز علماء وفقها هستند كه به فرمانروايي منصوبند ومنصبهاي ايشان براي هميشه محفوظ است ومسلمين نيز درهمه زمانها بايد به آنها مراجعه كنند .
از آنجا كه نظارت وحكومت وظيفه انبياست چنين امري وظيفه ولايت فقيه نيزمحسوب ومنظورمي گردد واطاعت ازولايت فقيه برهمگان واجب است وحكومت وولايت نيز دراين زمان با فقها مي باشد تا فرج و ظهور امام عصر حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) انجام گيرد .
پس ازاين مطالب درمرحله عمل كه نگاه كنيم مي بينيم حضرت امام خميني (ره) با تشكيل حكومت جمهوري اسلامي وايجاد نهادهايي بصورت ذيل درراستاي انگيزه ها ، اهداف ووظايف مطروحه نظام ولايت فقيه گامهاي موثري برداشته است من جمله ازاقدامهاي ذيل مي توان نام برد كه اختيارآن برعهده ولي فقيه زمان است براساس قانون اساسي مصوب ملت :
1- تنفيذ حكم رياست جمهوري اسلامي واختيارعزل او هم دست ولي فقيه است كه بدين صورت اختيار قوه مجريه دردست ولي فقيه مي باشد .
2- نظارت بركارمجلس شوراي اسلامي توسط ولي فقيه ودراختيارداشتن حق انحلال مجلس توسط ولي فقيه ونظارت برقوانين مصوب اين نهاد قانونگزاري ازطريق شوراي نگهبان كه تعيين فقهاي اين شورا برعهده ولايت فقيه است وتا زماني كه نظريه تاييد كننده شوراي نگهبان نباشد قوانين مصوب مجلس بلااعتبارخواهد بود .
3- يكي ديگرازوظايف ولي فقيه نظارت برقوا وتنظيم امور قواي سه گانه اجرايي ، قضايي و قانونگزاريست كه با تشكيل مجمع تشخيص مصلحت نظام مقدس جمهوري اسلامي با عضويت سران سه قوه درهمين راست .
4- اجراي احكام دفاع ملي يكي ديگر ازدلايلي بوده كه ضرورت وجود ولايت فقيه را مي سازند كه در همين رابطه ازاقدامات امام (ره) تشكيل شوراي عالي امنيت ملي است كه زير نظر مستقيم ولايت فقيه عمل مي كند .
5- توجه به قواي مسلح نيز ازديگروظايف ولي فقيه ذكرشدكه تعيين فرماندهان نيروهاي مسلح و عزل آنها نيزدرحال حاضر توسط ولايت فقيه صورت مي گيرد .
6- اجراي احكام حقوقي وجزايي ازوظايف ديگر ولي فقيه ذكرشده كه حضرت امام خميني (ره) دراين نظام عزل ونصب عاليترين مقامات قضايي كشور را قانوناً برعهده مقام عظماي ولايت فقيه گذارد.
درخاتمه اين بحث نتيجه مي گيريم كه ولايت فقيه براي سعادت جامعه بشري امري انكارناپذيراست و ضرورت دارد كه فقيه ، رهبر ووالي و زمامدار مملكت باشد البته فقيه جامع الشرايط و ولايت غيرفقيه اعتباري ندارد. اطاعت ازولايت فقيه نيز برهمه مردم وحتي فقهاي ديگرلازم است وواجب ودراين اطاعت پذيري همه علماء وفقها متفق القول مي باشند .
ولايت فقيه نيز يعني ولايت رسول الله (ص) وولايت اميرالمومنين علي ابن ابيطالب (ع) وولايت ائمه معصوم(ع) كه دراصل ولايت الله است مي باشد وولايت فقيه امري اعتباري است ونه تكويني واين ولايت يك مقام معنوي خاصي براي فرد ايجاد نمي كند وازاو يك انسان غيرعادي نمي سازد. درمعناي حقيقي كلمه ولايت فقيه مظهرهمه خوبيها وراهبري هاي صحيح است وآئينه تمام نماي مديريتي رسول الله (ص) مي باشد .
درنظام ولايت فقيه تصميم سازنده امور مردم هستند يعني تصميم سازي برعهده مردم است وتصميم گيري نهايي برعهده ولي فقيه ونظام مقدس جمهوري اسلامي ايران عينيتي است ازمرحله عملي نظام ولايت عظماي فقيه كه بررسي اين نظام كه بنيانگزارآن امام خميني (ره) است برمردمي بودن ولايت فقيه وحكومت اسلامي تاكيد مي كند بدين نحو كه مردم با شركت درهمه پرسي قوانين اساسي نظامشان را تعيين مي كنند ، با شركت درانتخابات مجلس و رياست جمهوري خط مشي اجرايي ودولت وبا شركت درانتخابات مجلس خبرگان رهبري از طريق نمايندگان منتخب خود دراين مجلس مقام عظماي ولايت فقيه ورهبري معظم انقلاب اسلامي را تعيين مي كنند وبعبارتي صريح نظام ولايت فقيه تنها نظاميست كه به تمام معنا مردمي اداره مي شود و هيچ حكومت دموكراسي درمردمي بودن ونظام مندي نمي تواند با نظام ولايت فقيه وحكومت اسلامي رقابت كند .
|